تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
كه آتش پيش روى او است ، از بهشت رويگردان باشد . كوشنده‌اى تلاشگر كه رهايى يابد ، جوينده‌اى كه اميد بَرد ، و كسى كه كوتاهى و سستى كند و در آتش باشد ؛ اين سه تن ؛ و دو تن ديگر : فرشته‌اى با دو بال در پرواز ، و پيامبرى دست در دست خدا . ششمى در كار نيست . هر كه به‌ياوه ادعا كرد نابود شد ، و هر كه بىپروا به كارى پرداخت به تباهى فتاد . راست و چپ كمين‌گاه گمراهى است ، و راه درست ، ميانه است ، راهى كه كتاب جاودان خدا و سنت پيامبر و يادمان‌هاى نبوت بر آن تكيه دارد . خدا اين امت را با دو دارو درمان كرد : شمشير و تازيانه . پيشوا را نشايد كه در آن دو كوتاهى كند . پس در خانه‌هاى خويش جاى گيريد و كار خود را سامان دهيد ، توبه نيز در برابر شما است . هر كه ستيز درونى خويش با حق را نمايان كرد نابود شد . شما را كارهايى بود كه در آن مرا به‌سختى نكوهيديد ، حال آن‌كه در اين نكوهش نه ستوده بوديد و نه درستكار . بدانيد كه من اگر بخواهم ، مىگويم . خدا از گذشته‌ها در گذشته است . آن دو مرد رفته‌اند و سومى برخاست ؛ چونان كلاغى كه همه‌ى آزمندى وى شكمش بود . واىِ او ؛ كه اگر دو بالش چيده مىشد و سرش را مىبريدند برايش بهتر بود . اينك بنگريد ؛ اگر آنچه را هست نادرست مىبينيد ، با آن بستيزيد و اگر روا مىدانيد از آن پشتيبانى كنيد . حقى است و باطلى ، و هر يك را مردمانى . اگر روزى باطل به صحنه آيد ديرى است كه اين گونه است . و اگر راستى و حقيقت در اقليت افتد چه بسا و شايد كه چنين است . بسيار كم صورت گرفته است كه چيزى از دست برود و بازآيد . پس اگر كار به دست شما برگشت ، نيك‌بخت باشيد . من از آن بيم مىبرم كه سست شويد . ما را نشايد جز آن كه بكوشيم . جاحظ افزايد و گويد : ابوعبيده گفت : جعفر بن محمد در همين باب روايت كرده است :