تا آنجا كه گويد : چون اين سخن به پيامبر ( ص ) رسيد ، ابنجحش و يارانش را فرمود : من شما را به جنگ در ماه حرام و باز داشتن كاروان و به اسارت گرفتن اين دو دستور ندادم . حضرت از اينكه چيزى از ايشان بستاند ، پرهيز كرد . گفتند : ما وقتى ابنحضرمى را كشتيم ، شب بر ما گذشت و آنگاه هلال رجب را ديديم و ندانستيم كه در رجب او را كشتهايم يا در جمادى . مردم در اين باب سخن بسيار كردند . آنگاه خداوند اين آيه را نازل فرمود : « 1 » « تو را از ماه حرام مىپرسند كه جنگ در آن چگونه باشد ؟ بگو : جنگ در آن كارى گران است ، ولى بازداشتن از راه خدا و بيرون راندن ساكنان آن سرزمين از آن ، نزد خداوند گرانتر است » . سپس پيامبر ( ص ) كاروان را گرفت و خمس آن را جدا كرد و اين اولين خمس در اسلام بود و باقيماندهى آن را ميان سربازان آن سريه تقسيم فرمود و اين اولين غنيمت در اسلام بود . مكيان براى فديهى اسيرانشان چيزها فرستادند .
تا آنجا كه گويد : حَكم بن كيسان اسلام آورد و با پيامبر ( ص ) بماند و در روز نبرد بئرمعونه به شهادت رسيد ، اما عثمان بن عبدالله به مكه برگشت و در آنجا كافر بمرد . نوفل بن عبدالله هم در روز جنگ احزاب اسب خويش را به خندق سرازير كرد تا سوى مسلمانان بتازد ، اما از اسب فرو افتاد و هر دو به خاك درغلتيدند و مشركان پولى عرضه داشتند تا در برابر ، جنازهى او را بستانند ؛ پيامبر ( ص ) فرمود : او جنازهاى ناپاك دارد و ديهاى ناپاك ! « 2 »
شيخ مفيد : از سخن اميرالمؤمنين ( ع ) كه وقتى خبر راهى شدن بِسر به يمن را شنيد ، مردم را چنين بسيج كرد : اى مردم ، اولين كاستى و آغاز پيمانشكنى شما آنگاه بود كه خردمندان و صاحبنظران شما رخت بربستند ؛ همانان كه چون لب مىگشودند
هامش
( 1 ) . بقره 217
( 2 ) . اسباب النزول 42 .