تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
كسانى باشيم كه او را پاسخ دهيم . اگر اين را همه‌ى مردم زمين مىگفتند ، ولى من آن را از ابوجعفر محمد بن على نشنيده بودم ، نمىپذيرفتم ؛ اما او محمد بن على ( ع ) است . « 1 » يعقوبى : اسماعيل بن على عباسى از برگزيدگان ايشان بود كه منصور او را بر فارس گمارد . مهلهل حرورى در آن‌جا شورش كرد و اسماعيل با گروه او روبه‌رو شد و وى را كشت و سپاهش را شكست داد و چهارصد تن از يارانش را به اسارت گرفت . برادرش عبدالصمد بن على گفت : گردنشان را بزن . پاسخ داد : اولين كسى كه شيوه‌ى رويارويى با اهل قبله را به ما آموخت ، على بن ابىطالب ( ع ) بود كه اسيران ايشان را نمىكشت و گريزندگانشان را دنبال نمىكرد و بر زخمىهاشان نمىتاخت . « 2 » واحدى : مفسران گويند : پيامبر ( ص ) دو ماه پيش از جنگ بدر ، و درست هفده ماه پس از هجرت به مدينه ، پسرعمويش عبدالله بن جحش را با هشت تن گسيل داشت تا به بطن نخله ميان مكه و طائف رسيد . در اين هنگام ، كاروانى از قريش كه خرما و پوست و ديگر فرآورده‌هاى طائف را داشت از آن‌جا مىگذشت و عمرو بن حضرمى و حكم بن كيسان و دو مخزومى به نام‌هاى عثمان بن عبدالله بن مغيره و نوفل بن عبدالله با آنان بودند . ابن‌جحش با يارانش گفت : آنان از شما ترسيده‌اند . يكى از شما سرش را بتراشد و با آنان رودررو شود ، چون ببينند كه سر تراشيده است ، ايمن شوند و بگويند اينان طايفه‌اى عمره‌گزار هستند . پس چنين كردند ؛ و اين در واپسين روز جمادى الآخرة بود و آنان ميان جمادى و رجب در ترديد بودند . راى زدند و گفتند : اگر امشب آنان را رها كنيم وارد ماه حرام شوند و از دست بروند . پس واقد بن عبدالله سهمى ، تيرى افكند و با آنان عمرو بن حضرمى را بكشت و او اولين كشته از مشركان بود . حَكم و عثمان نيز به اسارت در آمدند و آنان نخستين اسيران در اسلام بودند . نوفل هم گريخت . آنان كاروان و اسيرانش را نزد پيامبر ( ص ) آوردند . قريشيان گفتند : محمد ماه حرام را پاس نداشته است .
هامش
( 1 ) . الارشاد 2 / 370 ( 2 ) . تاريخ اليعقوبى 2 / 383 .