را نااميد مكن ، تكهاى از ران را كند و پيش آن انداخت و راهى شد و گوشت مردهاى گنديده و كرمافتاده را ديد و با خود گفت : خدا مرا فرموده تا از اين بگريزم و گريخت .
چون باز گشت در خواب ديد كه گويا او را گفتهاند : آنچه را به تو گفتند ، انجام دادى ؛ اما مىدانى چهها بود ؟ گفت : نه .
گفت : آن كوه ، خشم بود ، بنده هر گاه خشمگين شود ، از شدت خشم خود را نمىبيند ، اما اگر خود را بازيابد و خشمش را فرو نشاند ، فرجام آن چونان لقمهاى گوارا بر جانش نشيند .
و آن طشت عمل صالح بود كه هر گاه بنده او را پنهان سازد ، خدا نخواهد ، جز آنكه نمايان و هويدايش كند .
و آن پرنده مردى است كه تو را پند دهد ، آن را بپذير .
و آن باز كسى است كه نيازى را با تو در ميان مىنهد ، نااميدش مساز .
و آن گوشت گنديده غيبت است ، از آن بپرهيز . « 1 »
اسكافى : عثمان بن سعيد خزاز از على بن حرار از على بن عامر از ابوجحاف از حكيم وابستهى زاذان نقل كند كه گويد : شنيدم كه على ( ع ) مىفرمود : هفت سال پيش از ديگران نماز گزاردم ، سجده مىكرديم و ركوع نداشتيم . اولين نمازى كه در آن ركوع به جا آورديم ، نماز عصر بود . « 2 »
گويم : اين خبرى غريب است .
در همان جا است : عبدالله بن ابىسفيان بن حارث بن عبدالمطلب در پاسخ وليد بن عقبه گفته است :
و إن ولى الله بعد محمد * على و فى كل المواطن صاحبه
وصى رسول الله حقا و صنوه * و اول من صلى و من لان جانبه
« ولىّ خدا پس از محمد ( ص ) تنها على ( ع ) است كه در همه جا همراه او بود .
هامش
( 1 ) . عيون اخبارالرضا ( ع ) 2 / 250
( 2 ) . العثمانية 291 .