محتسبانى مىشدند كه مسؤليت نظارت بر درستكارى ورفتار منصفانه در حرفهها ودر تجارت را عهدهدار بودند . اين احساس به آسانى به انسان دست مىدهد كه وجود شيادان پزشك نما امرى معمول ، وشمار آنها حتى از شمار پزشكان درستكار هم افزون بوده است .
ولى چنين برداشتى ممكن است گمراه كننده باشد . اطلاعات موثّقى كه به كمك آن بتوان وسعت واقعي شيادى را سنجيد ، وجود ندارد . مىتوان اطمينان خاطر داشت كه جامعه از وجود پزشكان نادان وفاقد صلاحيت به هيچ روى تهى نبوده است . با توجّه به وضعيت عمومى پزشكى در آن زمان ، أوضاع غير از اين هم نمىتوانست باشد . امّا ميان فقدان قابليت ودغل بازى آشكار ، تفاوت بسيارى وجود دارد . هرچند هر دو مورد نتايج تأسفبار يكسانى به همراه دارد ، ليكن در محتواى جامعه شناختى تفاوت ميان آن دو بايد ملحوظ داشته شود . مؤلفان اخلاق ووظايف پزشكى را عادت بر اين بود كه كار خود را با شكوههاى تلخى از أوضاع زمان خويش آغاز كنند . آنها شكوه مىكردند كه طبابت در حال زوال است وأوضاع با آنچه در روزگار گذشته وجود داشته ، تفاوت بسيار دارد ؛ بدين مفهوم كه پزشكان ديگر مطابق معيارهاى عالي اخلاق ومهارت پزشكى رفتار نمىكنند . با پيروى از پيشينهء قانون ( ناموس ) شبه بقراطى ، به پزشكان آن عصر اينگونه اشاره رفته است : « پزشكانى تنها به نام ونه پزشكانى در عمل » « 22 » . بىترديد پزشكان تنها كساني نبودند كه چنين گلايههايى داشتند ؛ تمامى دانشمندان با توجّه به حوزه خاص فعاليت خود ، اين چنين بودند . « شكايت از دوران » موضوع باب روز بود . چنين اظهاراتى بسيار مرسوم بود وچون ديگر اخلاقيات پزشكى در اسلام ادامه دهندهء سنّتى بود كه از يونانيان به ارث رسيده بود . اينگونه اظهارات بازتاب روانشناسى معمول انساني ، ودرست يا نادرست بودن آن چيزى است كه به
هامش
( 22 ) مقايسه كنيد با رسالهء ابن رضوان ، في التطرق بالطب إلى السعادة ، نسخه خطى استانبول :Ms . Istanbul Hekimobhlu Ali Pasha 691 , fol . 121 b: فرانز روزنتال ، همان كتاب ( شماره 37 پسين ) ، 184 .