دشوارى مىتوان بهطور عيني دربارهء آن رأى داد .
سنّت وعرف ، در حوزهء شعر عرب ، كه براي يافتن اطلاعات بيشتر دربارهء تمايز ميان پزشكان راستين وشيادان پزشك نما به نگرش در آن اغوا مىشويم هم نقش عمدهاى دارد . جايگاه كوچك خاصّى در أدبيات عرب ، به ويژه در حوزهء گستردهء شعر عرب ، به ستايش پزشك خوب وسرزنش پزشك بد اختصاص داده شده است .
اين موضوعي بود مورد پسند عامه ومطبوع طبع ايشان . اگر براي نمونه پزشكى مسيحي نام عيسى بر خود داشت واگر آن شاعر كه عيسى مداوايش كرده بود از كار أو خشنود نبود ، قريحهء شاعرى وى را اين چنين به قافيه پردازى وا مىداشت :
عيساى طبيب رحم آور ! راستى كه به طوفان نوح مىمانى .
علاجت كارگر نيست ، مگر در جدا ساختن روح از جسم .
چه فرقهاست ميان عيساى مسيح وعيساى ما ( طبيب ) .
كه آن يك مردگان را حيات مىبخشيد ، واين يك حيات از زندگان باز مىستاند « 23 » .
هامش
( 23 )عيسى الطبيب ترفق * فأنت طوفان نوح
يأبى علاجك الا * فراق جسم لروح
شتان ما بين عيسى * وبين عيسى المسيح
فذاك محيى موات * وذا مميت صحيح( يتيمة الدهر ، دار الكتب العلمية ، بيروت ، 1 / 286 )
اين اشعار را ثعالبى در يتيمة الدهر ( دمشق ، 1304 / 7 - 1886 م ) ، جلد 1 ، ص 218 نقل كرده است . شاعر آن معلوم نيست . وشريشى هم آنها را در شرح مقامات حريرى ( قاهره ، - 1306 / 1889 م ) ، به نام أبو نصر بن كشاجم آورده است ودر يتيمه هم نام كشاجم در ارتباط با اين موضوع به عنوان پسر كشاجم ، شاعر معروف ، آمده است . م . محفوظ اين اشعار را از شريشى برگرفته وآنها را در مجموعه اشعار كشاجم به نام ديوان كشاجم آورده است .
بايد خاطرنشان كرد كه كشاجم شعري بلند در ستايش از پزشك خود سروده است ؛ نگاه كنيد به ديوان كشاجم ، 175 - 173 .