طبيبى متعلّق به يكى از خاندانهاى بلند پايهء يهودي دست زده است . وى در پايان بررسى خويش نتيجة مىگيرد كه « پزشكان به طبقات بالاى جامعه متعلّق بودند ؛ آنها زياد سفر مىكردند ؛ زندگى را به رفاه مىگذراندند واز تحصيلاتى عالي بهره داشتند » « 19 » .
در اسنادى كه در گنيزا به دست آمده ، بهطور وضوح تناقضاتى به چشم مىخورد وتعميم آن همچون موردى كه هم اكنون اشاره شد ، همه چيز را بيان نمىكند . پرسش مهمّى كه اينك به ميان مىآيد اين است كه آيا موقعيت يهوديان را - آنچنانكه شرح آن در گنيزا آمده است - مىتوان براي جامعه اسلامى در كل معتبر فرض كرد . به نظر مىرسد كه عموما چنين بوده است . در نظام شهري ، از نظر پرداختن به حرفهها ومشاغل گوناگون ومزدى كه به ازاى آن دريافت مىشد ، أساسا تفاوتى ميان افراد متعلق به مذهب عامه - يعنى اسلام - وافراد متعلق به مذاهب اقليت وجود نداشت . به هر حال مورد خاص تحصيل پزشكى وطبابت تأمّلى درخور توجّه را مىطلبد . هم مسيحيان وهم يهوديان در پزشكى از شهرتى فراتر از حدّ معمول برخوردار بودند . نتيجتا انتظار مىرود كه پزشكان يكى پس از ديگرى مقام بسيار مشهودى در ميان اقليت خويش احراز كرده باشند . به احتمال بسيار پزشكان تنگدست در ميان گروه حرفهاى خود جلوهء كمترى داشتهاند .
بهطور كلى پزشكان ، از نظر مادي ، در درون اقليتهاى مذهبي عنصر ممتازترى بودهاند تا در خارج از آن .
تشكيلات پزشكى اسلامى ، پزشكانى را كه تنها قسمتى از وقت خود را به اين حرفه اختصاص مىدادند وتنها بخشي از زندگى خويش را از اين راه تأمين مىكردند نيز پذيرا بود . در اينجا ما با مشكل ديگرى براي ارزيابى وضعيت مادي پزشكان در جامعه روبرو هستيم . براي تعيين واعمال معيارهاى حرفهاى ، تلاشى مداوم وگهگاه بسيار سخت در جريان بود . با اين حال فراگرفتن اين حرفه از چند كتاب درسى وپرداختن به آن با مهارت تمام ، زماني كه أوضاع وأحوال اين روش آموختن را از
هامش
( 19 )A . L . Montzkin , « A thirteenth - century Jewish physician in Jerusalem , » The Muslim World , 1970 , 60 : 349 .