تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
كراهت داشت . واين كراهت وى احتمالا از تقيدات مذهبي ناشى مىشده است . البتّه چون انگيزهء وى ذكر نشده ، نمىتوانيم دراين‌باره با اطمينان رأى دهيم « 21 » . وى حتى تا بدانجا پيشرفت كه بيماران بيمارستان را بدون دريافت وجهي مداوا كند ؛ هرچند پزشكانى كه به امر طبابت در بيمارستانها اشتغال داشتند ، اين كار را درازاى دريافت مواجبى انجام مىدادند . مىتوان گفت كه آنچه حمصى انجام مىداد ، با آنچه افراد داوطلب در آن روزگار ودر اين زمان انجام مىدهند ، چندان تفاوتى ندارد . پس از مدّتى وى خود را متقاعد كرد كه در زمرهء حقوق بگيران باشد ودرازاى خدمات خويش وجهي دريافت كند ؛ همان گونه كه همكارانش دريافت مىكردند . وتا هنگام وفاتش وضع بر اين منوال بود . چنين مردانى مىبايد از استثناها بوده باشند . به ندرت اتفاق مىافتاد كه پزشكان ، ارتباطي نزديك با طبقهء علماى مسلمان داشته باشند . بسيارى دنباله‌رو پدران وأجداد خويش شدند كه قبل از آنها به طبابت پرداخته بودند ؛ وبسيارى هم اين حرفه را انتخاب مىكردند تا وسيله‌اى باشد براي گذران زندگىشان - احتمالا در حدّى كه از سطح زندگى كسبهء معمولى تجاوز نمىكرد . در مورد موقعيت اقتصادى پزشكان وتوانايى آنها در كسب معاش از راه طبابت ، شواهد غير مستقيمى از گوشه‌هاى ناخوشايند وغير اخلاقى يعنى قلمرو پزشكان قلابى وشيادان به دست مىآيد . اشاره‌هاى مكرر به وجود آنها وحكايتهايى دربارهء ايشان ، قلمرو آنها را قلمروى به راستى پهناور مىنماياند . طب نگاران مورد اعتماد به وجود آنها معترف بوده ومردم را از ايشان برحذر داشته‌اند . چنين افرادى پيوسته موجب نگرانى
هامش
( 21 ) همان مورد ، جلد 2 ، ص 201 ، مقايسه كنيد با گفتار برزويه در صفحه 357 كتاب متن حاضر . بايد خاطرنشان ساخت كه رهاوى در آخرين فصل از كتاب أدب الطبيب ظاهرا بر اين نكته تأكيد مىورزد كه پزشكان تمامى أوقات به كار مشغولند واگر به قدر كفايت سرمايه نيندوزند ، كار خود را رها مىكنند . مقايسه كنيد با ترجمه نسبتا نامفهومM . Levey , Medical Ethics of Medieval Islam ( Philadelphia , 1967 ) , Trans , Amer . Philos . Soc , 57 ( 3 ) 93 f .ونيز مقايسه كنيد با :C . Burgel in Sudhoffs Arch . , 1966 , 50 : 360 .