نظر اقتصادى فريبنده جلوه مىداد ، كار چندان دشوارى نبود . ابن رضوان ، پزشكى نگار بزرگ مصرى سدهء پنجم ق / يازدهم م شاهدي بسيار برجسته ، گرچه استثنايى ، از موردى است كه نشان مىدهد خود آموزى پزشكى تا چه حد مىتوانسته است مؤثّر وموفّقيّت آميز باشد . چنين مىنمايد كه ابن رضوان خود را يكسره وقف طبابت كرده بود ؛ بدين معنى كه از دورهء خاصي از زندگيش به بعد ، درآمد اصلى وى از اين راه تأمين مىشد . به هر تقدير شايان توجّه است كه رجال بزرگ عالم پزشكى ، يعنى همان أرباب تراجم وأصحاب تذكرهها ، چه بسا نه تنها در طب ، بلكه در ديگر علوم وفنون نيز سرآمد روزگار خويش بودهاند . بىشك چنين چيزى بازتاب اين واقعيت شناخته شده بود كه از پزشكان انتظار مىرفت به بالاترين معيارهاى معرفت زمان خويش دست يابند ، ولازمهء چنين امرى آشنايى كامل با علوم جارى ومقبول زمان ايشان بود . وامّا در مورد بسيارى از پزشكان طراز اوّل ، به هيچ روى اطمينان نداريم كه حرفهء پزشكى منبع اصلى درآمد ايشان بوده باشد . ترديد در اين مورد به ويژه هنگامى به جاست كه با پزشكانى سروكار داريم كه متعلق به اقليت مذهبي نبوده ، بلكه مسلمان بودند وبا علماى وابسته به نظام حاكم ارتباط خويشاوندى داشتند . طبقهاى كه علماى سنّتى على القاعدة به آن تعلّق داشتند ، أساس اقتصاديش بر دادوستدهاى تجارى استوار بود . علما ، حتى پس از رسيدن به منصب ومقام هم أغلب درآمد إضافي خود را از طريق سرمايهء گذاريهاى تجارى در داخل خانوادهء خويش ويا خارج از آن تحصيل مىكردند . ازاينرو جاى شگفتى نيست اگر بخوانيم كه رضى الدين رحبى پزشك أواخر سدهء دوازدهم « تجارت را دوست مىداشت « 20 » » . دربارهء طبيبى جوانتر از رحبى وهمعصر با وى به نام كمال الدين حمصى جزئيات بيشترى ذكر شده است . وى نه تنها تجارت را دوست مىداشت ، بلكه زندگيش را بيشتر از اين راه مىگذراند . چنين چيزى براي أو الزامي بود ، زيرا نقل كردهاند كه وى از اينكه طبابت را وسيلهء معشيت خويش سازد ،
هامش
( 20 ) ابن أبي اصيبعه ، همان كتاب ( شماره 6 پيشين ) ، جلد 2 ، ص 194 .