مىزنند « 11 » ، به راستى 100 پزشك برجسته در هر زمان يافت مىشدهاند ، در اين صورت كمبود پزشك به نسبت تعداد اهالى شهر وجود نداشته است . وچنانكه پيداست ، پزشكان برجسته تنها بخش كوچكى از كلّ كساني را كه به اين حرفه مىپرداختند تشكيل مىدادند .
بهترين أرقام موجود در مورد شهر بغداد مربوط به سال 319 ق / 931 م است . در آن سال نزديك به 860 پزشك را از سراسر شهر دعوت كردند تا در امتحانى براي نشان دادن صلاحيت خويش شركت جويند . كسان ديگرى نيز بودند كه از آنها دعوت نشد ، زيرا تصوّر مىرفت كه گذراندن امتحان براي آنها ضروري نيست « 12 » . در اينجا ما با نسبت حد أقل يك طبيب براي حد أكثر سيصد نفر از اهالى شهر روبرو مىشويم كه در حقيقت نسبتي بسيار بالاست . شگفت آنكه ، چند قرن پس از آن نيز تقريبا همين نسبت در نامهاى ديده مىشود كه بناى شهر جديدى را به فرمان پادشاه در دورهء حكومت مغولان در إيران مختصرا شرح مىدهد . در نقشهء اين شهر ( ربع رشيدى ) ، امكانات براي وجود پنجاه پزشك پيش بيني شده بود . هر پزشك ده شاگرد داشت ، وهر شاگرد بىترديد از قبل قادر به طبابت بود . قرار بود خدمهء ديگرى كه آموزشهاى پزشكى ديده بودند نيز به بيمارستان جديد شهر ملحق شوند . شهر ، نزديك به سى هزار خانه داشت وقرار بود كه يك پزشك يا محصل واجد شرايط براي هر شصت خانه وجود داشته باشد . اگر فرض كنيم كه در هر خانه پنج تن زندگى مىكردند - كه مسلّما بسيارى آن را رقم نسبتا پايينى به شمار خواهند آورد - باز براي هر سيصد نفر ، يك پزشك داريم . متأسفانه اين گزارش مورد ترديد واقع شده وبنا به دلايلى قانع كننده ، سندى واقعي متعلّق به همان دوره نيست بلكه حكايتى ساختگى است مربوط به دورههاى پس از
هامش
( 11 ) - براي تخمين جمعيت نگاه كنيد به :J . C . Russel , Trans . Amer , Philos . Soc . 1958 , 48 ( 3 ) : 88 a .بايد به خاطر داشت كه تخمين جمعيت شهرها در سدههاى ميانه بسيار نامطمئن است .
( 12 ) - قفطى ، همان كتاب ( شماره 9 پيشين ) ، صفحات 191 و 192 ؛ ابن أبي اصيبعه ، همان كتاب ( شماره 6 پيشين ) جلد أول صفحه 22 .