اين أرقام برمىخوريم ، عموما به گونهاى ترديدبرانگيز ، ارقامى سرراست شدهاند .
مثلا در نيمهء دوم قرن دهم ، فرمانروايى در نواحي درياى خزر ، دوازده پزشك داشت كه گرد هم آمده بودند تا وى را از مرضى خاص ومهلك خلاصي بخشند . از قضا هرچه پزشكان در معالجهء وى بيشتر مىكوشيدند ، بيمارى وى شدّت بيشترى مىيافت . بنا بر اصرار طبيبى حاذق كه از صاحبنظران اين دانش بود وبراي اين مهم فرا خوانده شده بود ، به ناچار مىبايست عذر هر دوازده پزشك را به صورتي آبرومندانه بخواهند « 9 » . عدد دوازده ترديدبرانگيز است وحكايت هم خود ، اين مطلب را نمىرساند كه در شهرستانى كوچك امكان وجود دوازده پزشك يكجا مىرفته است . ازاينرو ، اين پزشكان را مىبايست از نواحي دور ونزديك گردآورده باشند . باز مىخوانيم :
هنگامى كه بيمارستانى در أوايل قرن چهارم در شهر بغداد ، مقرّ خلافت بنا شد ، بيست وچهار طبيب - يا به عبارت ديگر دو دوازده طبيب - در آن به كار گماشته شدند « 10 » .
روايتي ديگر دربارهء انتخاب سرپرستى براي همان بيمارستان ، بيش از 100 پزشك مبرّز را نام مىبرد كه از نواحي مختلف براي اين مقام در نظر گرفته شده بودند . چنين مىنمايد كه در اينجا نه تنها أرقام سرراست شدهء روايت ، بلكه تمامى آن از لحاظ تاريخي جاى ترديد داشته باشد . اگر فرض كنيم - وچنين فرضى به نظر غير محتمل نمىآيد - كه در شهري چون بغداد ، كه جمعيت آن را در آن زمان حدود 000 / 300 تخمين
هامش
( 9 ) - ابن أبي اصيبعه ، همان مأخذ ( شماره 6 پيشين ) ، جلد أول ، صفحه 146 . عدد دوازده در كتاب تاريخ الحكماى قفطى ، به تصحيح ى . ليپرتJ . Lippert( لايپزيك :
1903 ) ، صفحات 149 و 150 ، به چشم نمىخورد وبدينسان چنين حكايتى بيشتر مورد شك قرار مىگيرد . صاحب نظر پزشكى ، جبريل بن عبيد الله بن بختيشوع ( متوفى 297 ق ) بود وفرمانروا ، سلطان خسرو شاه احتمالا از دودمان آل مسافر بوده است . البتة هويت سلطان را نمىتوان با اطمينان پذيرفت .
( 10 ) - ابن أبي اصيبعه ، همان كتاب ( شماره 6 پيشين ) ، جلد أول ، صفحه 310 .