نگاه دارد . امّا اگر در شهر طبيبى وجود داشته باشد ، چنين كتابهايى از جمله أشياء تجمّلى به شمار آمده وبايد از آنها صرفنظر شود « 14 » . اين مطلب تلويحا بر اين نكته اشاره دارد كه در بسيارى جايها پزشكى وجود نداشته است . احتمالا غزالى شهرهاى كوچك ومعمولى را در مدّ نظر داشته است ونه نواحي روستايى ودهكدههاى كم جمعيّت را .
سپس مىتوان پرسيد كه دربارهء شرايط مادي پزشكان چه مىدانيم ؟ آيا آنها عموما قادر بودند كه از راه طبابت زندگى خويش را بگذرانند ؟ درآمد آنها چه اندازه ودر قياس با درآمد ديگر گروههاى اجتماعي چگونه بوده است ؟ البتة براي سنّت أدبي ، تنها تأكيد ورزيدن بر حكايت موفقيتها ، امرى طبيعي است . در تاريخ بسيار آمده است كه پزشكان طبقات قدرتمند وثروتمند مواجب فوق العادة وهداياى خارقالعاده دريافت مىكردند وبه مراتب عالي وجايگاههاى نفوذ واقتدار دست مىيافتند . دربارهء آنها حكايتهاى بسيار نقل شده است . تبديل اين حكايتها به اطلاعاتى ملموس ، كارى است دشوار وتنها اين واقعيّت مسلم را مىتوان از آنها دريافت كه ثروت هنگفتى در ميان بوده است . به هر تقدير اين حكايتها بازتاب حقيقتي گستردهتر يعنى بازگو كنندهء نكتههايى دربارهء معيار ارزشهاى جامعهاند . همان گونه كه حكايتهاى مربوط به بذل وبخشش
هامش
( 14 ) - غزالى ، احياء علوم الدين ، كتاب اسرار الزكاة ( قاهره ، 1352 ق ؛ بيروت ، دار المعرفة ) : « واما حاجة الاستفادة والتعلم من الكتاب كادخاره كتب طب ليعالج بها نفسه وكتاب وعظ ليطالع فيه ويتعظ به فإن كان في البلد طبيب وواعظ فهذا مستغنى عنه وان لم يكن فهو محتاج اليه » .
( واما حاجت استفادت وتعلم از كتاب - چنانكه كتاب طبي نگاه دارد تا خود را علاج كند ، يا كتاب وعظى تا بدان پند گيرد ، پس اگر در شهر طبيبى وواعظى باشد از آن مستغنى بود واگر نباشد محتاج بود وروا كه به مطالعهء كتاب محتاج نشود مگر پس از مدتي ، پس بايد كه مدت حاجت ضبط كرده شود . وأقرب آن است كه آنچه در سالى بدان محتاج نشود مستغنى عنه بود ) . ( احياء علوم دين ، ربع عبادات ، به كوشش حسين خديو جم ، كتاب اسرار الزكاة ، فصل سوم ، صفحه 485 ) .
كتابهاى خودآموز پزشكى بىشك در موارد اضطراري وبراي مسافران نيز مفيد بوده است .