مىشود - در اين مورد كمتر از ديگر زمينههاى مطالعات اسلامى تهديد كننده است . با نگاهى به پزشكان مسلمان ، آنچنانكه در آيينهء منابع ومتون جلوهگر شدهاند ، پيوند مطلوبى ميان نظر وعمل در تمدّن اسلامى مىبينيم . أخيرا دى . اس . گوى تاين با چنين كلمات طنين اندازى نغمهء ستايش از طبيبان را در قلمرو اسلام سر داده است : « مشعلداران دانش دنيوي ، شارحان خبرهء فلسفه وعلوم ، حواريون يونانيان ، وارثان سنّتى جهانى وحلقهء اخوّتى معنوي كه از مرزهاى مذهب ، زبان وملت فراتر مىرفت . » وسپس مىافزايد : « تقريبا هر پزشك برگزيده از اطرافيان پادشاه ، وزير ويا حكمرانى بود » « 4 » .
جنبه كيفى طب در مقام يك علم وحرفه در اسلام ، به نحوى بس مطلوب در عبارات گوى تاين توصيف شده است . اين عبارات قلهء كوهى را بر ما مىنمايانند كه در آنجا هوا پاك وخورشيد درخشان است . به هر تقدير پيداست كه مىبايست تكيهگاه گستردهاى براي خدمات پزشكى در جامعهء اسلامى وجود داشته باشد ؛ خدماتى كه صرف بخش وسيعى از جامعه مىشد . ودر اين پهنهء وسيع ، شايد أوضاع به عظمت وشكوه آنچه كه در قلّهء كوه جلوهگرى مىكرد ، نبوده است . اهمّيت آن بخش گستردهء تشكيلات پزشكى ، براي رفاه جامعه وويژگى كلى حرفهء پزشكى مىبايست شايان توجه بوده باشد .
پرسشى كه در اينجا مطرح مىكنم ومىكوشم به آن پاسخ گويم ، هرچند اين پاسخ ناقص وموقّتى بوده باشد ، اين است كه : دربارهء جنبهء كمّى تشكيلات پزشكى در دنياي اسلامى
هامش
( 4 )D . S . Goitein , « The medical profession in the light of the Cairo Geniza docum ents » in Hebrew Union College Annual , 1963 , 34 : 177براي تحقيقات اساسى گوى تاين همچنين نگاه كنيد به ذيل صفحات 366 و 378 . جلد دوم كتاب أو :A Mediterranean Society ( Berkeley - Los Angeles - London : University of California Press , 1971 ) .زماني كه من اين سخنرانى را ايراد كردم ، هنوز منتشر نشده بود . بخشهاى مربوط به حرفه پزشكى ، داروسازان ، عطاران وتهيهكنندگان شربتهاى دارويى ( 272 - 261 ) شامل اطلاعاتى است مفصل وملموس ، واز آنچه در اينجا ارائه شده بسيار برتر است .