ندارد « 3 » وترتيب دادن طرحهاى گروهى ، همچون فهرستنويسى كامل حاوي كبير نوشتهء رازي ، كه متن چاپى آن اينك منتشر شده است ، كار چندان آسانى نيست .
به هر تقدير تا جايى كه مطالعات اسلامى به مثابهء يك كل مطرح است ، براي تاريخ نگاران طب نسبتا جايى جهت شكوه از پيشرفتى كه در اين زمينه صورت گرفته باقي نمىماند .
تعداد قابل ملاحظهاى از پژوهشگرانى كه در حال حاضر سهمى بسزا در مطالعات طبّ اسلامى دارند ، اسلامشناس به مفهوم كلّى كلمه هستند ونه تاريخ نگار طب واين هم بىدليل نيست . منابع ومتون پزشكى عربى ، براي پژوهشگر أدبيات يونان باستان كه بتواند از خلال آن آثار گمشدهء نويسندگان يونان را بازيابد ونيز از ترجمههاى عربى براي نقد متنى متون برجاى ماندهء يوناني بهره ببرد ، از اهمّيت ويژهاى برخوردار است . چنين چيزى در مورد زمينههاى ديگر غير از طب نيز كما كان به كار مىرود .
لغت شناسان مىتوانند با مقايسه ترجمهء عربى متنى يوناني با أصل يوناني آن شناخت ارزشمند ودرعينحال بسيار مورد نيازى دربارهء فرهنگنويسى عربى وتا اندازهء كمترى دربارهء فرهنگنويسى يوناني به دست آورند . بهر حال آنچه محقّق تمدن اسلامى را به مطالعهء طب اسلامى وا مىدارد ، از چنين جنبههاى ظاهري اساسىتر است . تكاپوى عقلي در تمدّن اسلامى سدههاى ميانه گرايشى به سوى تفكّر انتزاعي داشت وقاعدتا مىكوشيد تا از جزئيّات ملموس وجود انساني دورى گزيند . طب اسلامى از شگردهاى فكرى گمراه كننده وانتزاعات خود سرانه ، يكسره تهى نيست . امّا در مجموع با تركيب كاملا اقناع كنندهاى از توجه عميق فكرى واز تماس تنگاتنگ با واقعيتهاى رويا روى فرد واجتماع وى در آن روزگار ، محقّق را به سوى خود جذب مىكند .
واهمهء پرداختن به كار مطالعه وتحقيق در فضايى تهى وانتزاعي - كه باعث سلب آرامش
هامش
( 3 ) معهد المخطوطات العربية در قاهره ، در جريان انتشار فهرست ميكروفيلم دستنوشتههاى طبي است كه از مجموعههاى موجود در بسيارى از كشورها جمعآورى شده وتا به حال دو جلد آن منتشر شده است ، فهرست المخطوطات المصورة ( قاهره 1959 و 1978 ) .