تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
را در كردارها مشخّص وممتاز مىسازد « 1 » .

خلاصهء باب نهم

اين باب در كيفيّت آموختن تدريجي پزشكى وترتيب خواندن كتابهاى اين علم است . أو مىگويد كه براي خواندن وآموختن مباحث پزشكى سه روش زير معمول است : روش أول آنكه مسائل ومباحثى كه طبعا مقدّم هستند زودتر فراگرفته شود كه در اين روش مسائل زير به ترتيب بايد خوانده شود : علم عناصر ، علم مزاج‌ها ، علم أخلاط ، علم أعضاء . روش دوم آنكه آن مباحثى كه شريف‌تر است مقدّم داشته شود مثلا از علم تشريح بدن آغاز شود وسپس علم أخلاط وعناصر فراگرفته شود ، زيرا بدن انسان شريف تر است ونيز اعضاى رئيسه شريف‌تر از اعضاى غير رئيسه هستند . روش سوم ترتيب تعليمي است يعنى آنچه بر متعلّم ودانشجو آسان‌تر به فهم
هامش
( 1 ) - ابن جميع كيفيت نياز پزشك به منطق را چنين بيان مىدارد : « چون در پزشكى بايد از ظاهر به باطن استدلال شود واين‌گونه استدلال اشتباه وخطا در آن پيدا مىگردد بنابراين پزشك ناچار است از صناعتي يارى جويد كه ذهن استدلال كننده را بسوى صواب راهنمائى كند واين صناعت همان منطق است كه قوه ناطقه را استوار مىدارد » . المقالة الصلاحية ص 21 جالينوس خود در كتاب « في مراتب قراءة كتبه » جريان اشتغال خود را به فلسفه ومنطق وپزشكى چنين شرح مىدهد : « آن‌كس كه قصد اين دو صناعت ( طب وفلسفه ) واحكام آن را دارد بايد در اين دو فن ذهني تيز وحرصي شديد داشته رنج را تحمل كند وآن را دوست بدارد تا به همان سعادت برسد كه من رسيدم كه از خردى با يارى پدرم به علم هندسه وحساب پرداختم زيرا أو پيوسته مرا به آداب ورياضاتى كه آزادگان بدان متادب مىگردند تأديب مىكرد تا به پانزده سالگى رسيدم سپس مرا به آموختن منطق وأدار كرد ومىخواست كه من فقط فلسفه بياموزم سپس خوابى ديد ومرا به آموختن پزشكى واداشت وسن من هفده بود وفرمان داد تا آموختن طب را پا به پاى آموختن فلسفه ادامه دهم » . التشويق الطبى ص 16 الف
مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 241 | علي بن الحسين بن هندو / مهدى محقق