تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
كامل مىگردد . مؤلّف در آغاز اين باب اشاره به اهميّتى كه جالينوس براي طب قائل بوده مىكند وكتاب أو « في أنّ الطّبيب الفاضل يجب أن يكون فيلسوفا » « 1 » را دليل بر تعظيم وبزرگداشت طب مىداند . سپس مىگويد من با أستاذ خود أبو الخير خمار دربارهء اين كتاب جالينوس بحث كردم وباين نتيجة رسيديم كه فيلسوف طبيب باشد سزاوارتر است از اينكه طبيب فيلسوف باشد زيرا طبيب صحّت را به بدنهاى مردم مىرساند ولى فيلسوف احاطه به حقايق موجودات پيدا مىكند وخيرات را به انجام مىرساند وبگفتهء أفلاطون اين فيلسوف است كه تشبّه به بارى تعالى پيدا مىكند باندازهء توانايى انسان . از جهتي ديگر فلسفه عام است وشامل طب وغير طب مىشود وازاين‌روى است كه آن را « صناعت الصّناعات » مىخوانند وفيلسوف به ناچار از هر دو قسم طب نظري وعملي بحث مىنمايد . طب نظري مورد بحث فيلسوف است از جهت آنكه أو بحث از حقايق موجودات مىكند . طبّ عملي مورد بحث اوست از جهت آنكه أو بحث از همه خيرات مىنمايد « 2 » . مؤلّف سپس اشاره به تقسيم فلسفه به نظري وعملي « 3 » مىكند وپس از برشمردن
هامش
( 1 ) - ابن سينا در ارجوزهء خود ص 12 در مورد تقسيم پزشكى به نظري وعملي گويد :قسمته الأولى لعلم وعمل * العلم في ثلاثة قد اكتمل( 2 ) - اين كتاب را أيوب به سريانى ترجمه كرده وسپس حنين به سريانى براي فرزندش وبه عربى براي إسحاق بن سليمان ترجمه كرده . رسالهء حنين صفحه 44 ( بيست گفتار ص 408 ) متن عربى اين كتاب با ترجمهء آلمانى آن در شهر گوتينگن از بلاد آلمان چاپ شده وترجمهء انگليسى آن در مجلهء پزشكى جنوب افريقا ج 52 سال 1977 ص 936 طبع گرديده است . ابن رضوان مصرى مىگويد كه اگر پزشك فيلسوف نباشد أو « طبيب » نيست بلكه « متطبب » است . خمس رسائل ص 40 ( 3 ) - رهاوى مىگويد فلسفه شريف است بجهت شرافت موضوع آن ودرعين‌حال فلسفه طب نفوس است بنابراين هر فيلسوفى پزشك وهر پزشك فاضل فيلسوف است . فيلسوف فقط به اصلاح نفس مىپردازد وپزشك فاضل نفس وبدن هر دو را اصلاح مىكند . از اين روى سزاوار است كه دربارهء پزشك گفته شود كه أو متشبه به افعال بارى است برحسب طاقت وتوانش . أدب الطبيب ص 158 .