تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
ابن هندو براي اثبات طب مقدّمه‌اى تفصيلي مىآورد كه خلاصهء آن اينست : اجسامى كه زير فلك قمر هستند وعناصر چهارگانه را تشكيل مىدهند وهمچنين مركّباتى مانند حيوان ونبات هريك در ديگرى اثر مىگذارند ونيز از يكديگر اثرپذير مىشوند واين بيان كننده اين حقيقت است كه در همهء أشياء نيرويى وجود دارد كه فعل وانفعال وتأثير وتأثّر بوسيلهء آن انجام مىگيرد واين نيرو را « طبع » و « طبيعت » گويند وخداوند اين نيرو را در همه أجسام نهاده تا با آن استحاله ودگرگونى در أجسام پديد آيد وهمين نيرو است كه زندگى ومرگ وبيمارى وصحّت دارد ووقتي ما به بدن انسان مىنگريم مىبينيم تا وقتي تأثيرات أشياء ياد شده وافعال وحركات آنها در أو به نحو اعتدال است از صحّت وسلامتى برخوردار است وهرگاه كه اعتدال زايل گردد بدن برحسب زوال وانتقال آن اعتدال بسوى بيمارى مىگرايد « 1 » . حال اگر انسان آن كيفيّاتى را كه بر بدن غالب گشته وآن را از اعتدال خارج ساخته با اضداد آن مقابله كند وآن را دفعة يا تدريجا مرتفع سازد بدن بسوى صحّت مىگرايد ويا به آن نزديك مىشود واز اينجا به دست مىآيد كه اگر انسان تأثيرات اين أشياء را در بدن خود ودر بدن ديگران مورد ملاحظه ومراقبه قرار دهد وسود وزيان آنها را بسنجد وسپس با نظائر ومشابه آن حالات كه مواجه مىشود آنچه را كه قبلا با ملاحظه ومراقبه دريافت كرده با « قياس » به آنها سرايت دهد وحكم كند سپس كساني ديگر همين مراقبت وقياس « 2 » را در موارد ديگر انجام مىدهند وعلم متقدّم بوسيلة علم متأخّر زيادت وافزونى
هامش
( 1 ) - بقراط مىگويد : طبيعت بدن انسان از خون وبلغم وصفرا وسودا تركيب يافته وبيمارى وتندرستى أو از اين‌هاست بدين معنى كه اگر نيروها وكيفيت آنها بر پايه اعتدال باشد تندرستى در نهايت جودت است وهرگاه كه يكى از آنها كمتر ويا زيادتر از ديگرها باشد بيمارى حادث مىگردد . كتاب بقراط في طبيعة الانسان ص 6 . ( 2 ) - اين قياس قياس منطقيsyllogismنيست بلكه قياسي است كه در فقه مورد استعمال استanalogy. ودر ميان پزشكان دو نوع قياس بوده است : يكى از آنها قياس به ظاهر بر ظاهر كه آن را اپيلو جسمس (( E'nihoyiouo's) وديگرى قياس به ظاهر بر خفى كه آن را انالوجسموس( a'vahoyiouo'sمىگفتند . التجربة الطبية ص 66 .