زيرا مدينه وشهر مانند يك بدن است « 1 » ومردم بمنزلهء اعضاى آن بدن هستند وهمچنانكه همه اعضاى بدن داراى شرافت ومرتبتاند هرچند آنها كه سودشان كم است زيرا اگر نابود شوند بدن نقصان مىپذيرد همچنين آنان كه داراى حرفهها وصناعتهاى حقير هستند از رتبت وفضيلت برخوردارند زيرا اگر شهري از آن خالى باشد نقصان وخلل بدان شهر وارد مىآيد .
امّا بطّالان وبيكاران كه تكيه بر بخت مىكنند « 2 » وكار وصنعت را پست مىشمارند هيچ رتبهاى در اجزاء شهر ومدينه ندارند ودر حكم عضو فاسد از بدن بشمار مىآيند .
اين مقدار كافى است در بزرگ داشت وتعظيم قدر صناعات وكوشش در فراگيرى آنها والبتّه صناعات در رتبه ومزيّت متفاوتاند وآدمي كه توانايى رسيدن به مراتب عالي را دارد نبايد به مراتب پايين خرسند باشد چه آنكه أو مانند زنى است كه مىتواند « خاتون » باشد ولى خود را به « كنيز » بودن خرسند سازد .
خلاصهء باب دوم
اين باب در اثبات صناعت وعلم پزشكى است « 3 » . أو مىگويد آنان كه در علوم
هامش
( 1 ) - فارابى مىگويد مدينهء فاضله به بدن تمام ودرست كه همه اعضاى آن بيارى يكديگر مىشتابند مىماند وهمچنانكه اعضاى بدن مختلف ومتفاضلاند يعنى يك عضو رئيس است مانند قلب واعضاى ديگر بر حسب مراتب نزديك به آن رئيس هستند اعضاى مدينه نيز متفاوتاند تا به مرتبه پائين برسد . نقل باختصار از آراء أهل المدينة الفاضلة ص 230 و 232
( 2 ) - جالينوس در كتاب « في الحث على تعلم العلوم والصناعات » مىگويد كه پيروان بخت بطالانىاند كه به آرزوهاى خود چسبيدهاند وخود را در جريان بخت قرار مىدهند برخى بدان نزديكتر وبرخى ديگر از آن دورترند وأحوال آنان متغير ومختلف است ودر پايان به شرهاى بسيارى گرفتار مىآيند . مختصر مقال جالينوس في الحث على تعلم العلوم والصناعات در مجموعهء دراسات ونصوص في الفلسفة والعلوم عند العرب ص 187 . اين كتاب مورد استفاده ابن هندو بوده ودر بيان اينكه پزشكى از شريفترين صناعات است از آن نقل قول كرده است . رجوع شود به صفحهء 26 همين كتاب .
( 3 ) - علي بن ربن طبري مىگويد كه برخى از نويسندگان معاصر ما چنان به نفس خود معجب -