تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
عقلي صاحب نظراند اختلافى در اثبات صناعت طب وفضيلت وشرافت آن ندارند وحتّى مردم عوام كه داراى عقلي سليم وبصيرتي قوى هستند بدان اعتراف دارند ولى برخى از آنان كه خود را به علوم مىبندند وهمچنين آن گروه از عوام كه جهل در طبيعتشان استوار گرديده علم طب را ابطال ونفى مىكنند وديگران را هم به ترك آن وا مىدارند . برخى از اين گروه با ابطال طب بطالت خود وحسادت به دانشمندان را به اثبات مىرسانند ، وبرخى ديگر بنادرست مىپندارند كه كوشش انسان در بهبود بخشيدن بيمارى مزاحمتى در قضا وقدر خداوند وكوشيدن برخلاف آنچه كه أو براي بنده‌اش خواسته است مىباشد ، وبرخى ديگر گويند اگر طب واقعيتى مىداشت پزشكان همه بيماران را درمان مىكردند وهيچ‌يك از دردمندان كه مورد درمان پزشكان قرار مىگيرند تلف نمىشدند « 1 » .
هامش
- وبپايهء خود جاهل گرديده‌اند كه برد طب پرداخته وگمان برده‌اند كه در أشياء سود وزيانى براي بدنها ومردم نيست . آنكه اين سخن را مىگويد سزاوار پاسخ ونكوهش نيست زيرا أو بمنزله وطواط وجغد است كه از ديدن خورشيد كوراند وآن را حس نمىكنند . فردوس الحكمة ص 522 . احتمال دارد كه مقصود أو از « برخى از نويسندگان معاصر » أبو عثمان عمر بن بحر الجاحظ نويسندهء بزرگ عرب وأبو العباس عبد الله الناشى متكلم معتزلي باشد كه هريك جداگانه به نقض علم پزشكى پرداخته ومحمد بن زكرياى رازي نقض آنان را رد كرده وخود نيز كتابي بنام « اثبات الطب » نوشته است . رسالة أبى ريحان في فهرست كتب الرازي ص 5 . براي آگاهى بيشتر رجوع شود به مقالهء فرانز رزنتال تحت عنوان « دفاع از علم پزشكى در جهان اسلامى قرون وسطى » مجلهء تاريخ پزشكى ، ج 43 ، 1969 ص 519 ( 1 ) - اينان مىگفتند كه پزشكان خود با همان بيماريهائى كه درمان مىكرده‌اند تلف شده‌اند وابيات زير مؤيد اين عقيدة است :قدمات لقمان الحكيم مبرسما * وبنكسة قدمات أفلاطون وكذاك رسطاليس مات برعشة * وكذاك جالينوسم مبطون ما لا يكون فلا يكون بحيلة * كلا ومهما كائن سيكون فالحكم في هذا لرب واحد * ان شاء امرا قال كن فيكوننقل از پشت جلد تذكرة الكحالين نسخهء خطى كتابخانهء اسلرOslerشماره 27 / 389