تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
باب نهم در كيفيّت پيشرفت تدريجي دانشجوى پزشكى وذكر مراتب كتابهاى آن علم . باب دهم در تعبيرات وتعريفات واصطلاحات علم پزشكى .

خلاصهء باب اوّل

اين باب دربارهء تشويق بر آموختن علوم عموما وعلم پزشكى خصوصا است . مؤلّف براي اين مطلب مقدّمه‌اى مىآورد وآن عبارتست از اينكه پيشينيان فرق ميان موجود ومعدوم را باين دانسته‌اند كه موجود آنست كه فعلى را انجام مىدهد وبا تأثير فعلى را قبول مىكند ، پس اگر انساني نه فعلى انجام دهد ونه پذيراى فعلى باشد بهتر آنست كه « معدوم » خوانده شود وبهيچ وجه سزاوار نام « موجود » نيست . أو سپس به تقسيم افعال انسان مىپردازد ومىگويد افعالى كه از انسان صادر مىشود در برخى از آنها أو با چهار پايان شريك است همچون خوردن وآشاميدن ومانند آنكه عقل را در آن دخالتى نيست ، ودر برخى ديگر با فرشتگان همچون استفاده از علوم وطلب خيرات كه به عقل اختصاص دارد وانجام آن به تميز وفكر وابسته است . آدمي با انجام دادن افعال حيواني به مرتبتي نمىرسد وپا از طبقهء بهيمى فراتر نمىنهد . افعال عقلي بر دو قسم هستند : يك قسم آنكه هر انسان سليم‌الفطره‌اى مىتواند آن را انجام دهد وانجام دادن آن نيازى به پىگيرى وممارست ندارد مانند آنكه جامهء خود را بدوزد وبر جراحت خود مرهم نهد . آدمي را با اين افعال مزيّتى خاص حاصل نمىشود زيرا همهء عاقلان در اين امر با أو مشاركت دارند . وقسم ديگر آنكه فقط با پىگيرى وممارست وكوشش بدست مىآيد واين قسم خود بر دو قسم است : يكى آنكه براي ساكنان مدينه وشهريان « 1 » سودمند است وأنواع خير را به آنان عايد مىگرداند وتوانائى بر چنين
هامش
( 1 ) - شهري ( - أهل المدينةcitizen) ناصرخسرو در ديوان ص 328 گويد :حاكم در خورد شهريان بايد * نيكو نبود فرشته در گلخن