گرداند ، اگر در باطن اين طور فكر كنى تو چقدر كافر و جاهلى ! آيا نمىانديشى كه خداوند تو را از چه چيز آفريده ؟ از نطفهاى آفريده و بعد در اندازهاى مقرر داشته ، سپس راه را بر تو آسان گردانيد . و آنگاه بميراند و در قبر قرارت دهد ( 31 ) . آيا تو خدا را در بارهء اين فرمودهاش - هر گاه اراده كند تو را زنده مىكند - تكذيب مىكنى ( 32 ) ؟ و اگر او را تكذيب نمىكنى پس چرا باكت نيست ، و اگر يك نفر يهودى و يا نصرانى به تو بگويد : كه همين غذاى بسيار خوشمزهات باعث زيان و بيمارى تو است ، البتّه باور مىكنى و خوددارى كرده و مبارزه با نفس مىكنى ، آيا سخن پيامبران كه پشتوانهء عصمت و معجزه هم دارند و همچنين سخن خدا در كتابهاى آسمانى پيش تو كم ارزشتر و كماثرتر از سخن يك يهودى است كه از روى حدس و تخمين و گمان ، با نقص عقل و كاستى علم ، حرف مىزند ؟ عجب اين است كه اگر كودكى به تو خبر دهد كه عقربى ميان لباسهايت وارد شد ، فورى لباسهايت را دور مىاندازى ، بدون اين كه از او دليل و برهان بخواهى ! آيا سخن انبياء ، دانشمندان و حكما در نزد تو از قول يك كودك كه در زمرهء نادانان بشمار مىرود كمتر است ؟ و يا حرارت آتش جهنم و سختيها و زقومهاى جهنم و وعدههايى كه خداوند در جهنم داده است ، نزد تو از يك عقرب ناچيزتر است ؟ در صورتى كه درد گزيدن عقرب را يك روز و يا كمتر احساس مىكنى . اين روش و رفتار عقلا نيست ، بلكه اگر اين حالت تو براى چهارپايان معلوم شود به تو و به عقل تو مىخندند ! اى نفس اگر تو تمام اينها را مىدانى و باور دارى پس چرا در مقام عمل امروز و فردا مىكنى در صورتى كه مرگ در كمين تو است ؟ و شايد يكباره بدون اين كه مهلتى در بارهء فرارسيدن مرگ داشته باشى ، تو را بربايد ؟ ! فرض كن به تو وعدهء فرصت صد ساله هم دادهاند ، آيا تو گمان مىبرى آن كه به حيوانى در سراشيبى گردنه خوراك مىدهد ، رستگار مىشود و مىتواند آن گردنه را به وسيله آن حيوان طى كند ؟ اگر چنين گمانى داشته باشى ، چقدر نادانى ! آيا ديدهاى كسى بخواهد در ديار غربت تحصيل كند ، و سالها در آنجا
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 441
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٤٤١