تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
ممكن است ، پس اى نفس اگر اين امور واضح را نمىفهمى و به امروز و فردا دلبسته‌اى چطور ادّعاى دانايى دارى ؟ و كدام نادانى بالاتر از اين است ؟ شايد نفس تو مىگويد : هيچ مانعى سر راه درستى و راستى من نيست جز حرص و طمع بر لذّت شهوات و كم صبرى در برابر رنجها و سختيها ! پس چقدر تو كودنى و چه بد بهانه‌اى دارى ! تو اگر راست مىگويى ، برخوردارى از خواسته‌هاى خالى از تيرگيهاى ابدى را كه جاودانه‌اند ، جستجو كن ! كه هيچ جا جز در بهشت فراهم‌شدنى نيست . و اگر هم توجه دارى به شهوتت در جهت مخالفت با آن دقت كن كه بسا لقمه‌اى كه مانع وعده‌هاى زيادى از خوردن است ! نظر تو در بارهء عقل آن بيمارى كه پزشك از خوردن آب سرد ، به مدّت سه روز منع كرده - تا بهبود يابد و تمام عمرش از آب گوارا برخوردار باشد - چيست ؟ و به او گفته كه اگر از آن آب بخورى دچار بيمارى مزمنى مىشوى و براى همهء عمر از آشاميدن آن محروم مىگردى ؟ پس اقتضا عقل در بارهء شهوت و ميل به آب چيست ؟ آيا اين سه روز را صبر كند تا تمام عمر از نعمت آب برخوردار باشد يا خواستهء نفسش را فورى برآورده كند ؟ نمىدانم رنج تحمل و ايستادگى در برابر شهوات سختتر و درازمدّت‌تر است ، يا رنج و درد آتش دوزخ ، پس آن كه بر رنج مبارزه با نفس طاقت ندارد ، چگونه مىتواند عذاب الهى را تحمّل كند ؟ ! من دليلى براى سهل انگارى تو از مورد توجه قرار دادن خودت نمىبينم جز كفر خفى و يا نادانى و حمق جلى ، امّا كفر خفى همان ضعف ايمان تو نسبت به روز قيامت و كمى معرفت و شناخت تو نسبت به اهميّت و اندازهء پاداش و كيفر است ! و امّا نادانى جلى و واضح تو همان تكيه داشتن بر عفو و كرم خدا بدون توجه به زشتى كار ، و بىنيازى خدا از عبادت تو است با اين كه تو بر كرم او در بارهء لقمهء نان و يا ذرّه‌اى از مال و يا يك كلمه‌اى كه از مردم مىشنوى ، اعتماد ندارى بلكه به خاطر هدفت به تمام راههاى حيله متوسّل مىشوى ، و به دليل همين نادانى سزاوار لقب حماقت از جانب رسول خدا شده‌اى آنجا كه مىفرمايد : زيرك و هوشيار آن كسى است كه بر نفس خود مسلّط