كه از همهء مردم نادانتر و احمقترى ، آيا نمىدانى كه بهشت و جهنم پيش روى تو است و تو به زودى به يكى از آنها مىانجامى ، پس چطور ، خوشحال ، خندان و به بيهودهكارى مشغولى ، تويى كه هدف اين همه خطرات بزرگى ! و شايد تو امروز و يا فردا به شدّت مؤاخذه شوى ، به نظر مىرسد كه تو مرگ را دور مىبينى و خداوند آن را نزديك مىبيند ، آيا نمىدانى كه هر چه در آينده خواهد شد ، نزديك است ، و دور ، آن چيزى است كه نخواهد آمد ، آيا تو نمىدانى كه مرگ ناگهان بدون اين كه پيكى بفرستد ، و بدون قرار و مقدمه ، فرا مىرسد ؟ اين طور نيست كه زمستان بيايد نه تابستان ، و يا تابستان بيايد نه زمستان ، و يا در روز ، نه در شب ، و يا در شب ، نه در روز ، فرا رسد ؟ در كودكى نيايد ، در جوانى بيايد ، يا در جوانى نيايد ، در كودكى بيايد ؟ بلكه در هر لحظهاى از عمرت ممكن است مرگ ناگهان فرا رسد ، و اگر مرگ ناگهانى هم نرسد ، بيمارى ناگهانى ممكن است برسد و بعد همان بيمارى منجر به مرگ شود ! پس چرا تو براى مرگ كه از هر نزديكى به تو نزديكتر است ، آماده نمىشوى ؟ آيا در بارهء اين آيه مباركه نمىانديشى ؟ :
« مردمان را حسابشان نزديك شد در حالى كه ايشان در بىخبرى اعراضكنندگانند ، هيچ پندى تازه از جانب پروردگارشان نيامد مگر اينكه شنيدند آن را و در حال بازى بودند ، دلهاشان در غفلت است ( 28 ) . . . » واى بر تو اى نفس اگر گستاخى تو بر نافرمانى خدا به خاطر اعتقادى است كه ؛ خدا تو را نمىبيند ، پس چقدر تو كافرى ! و اگر با علم بر اين است كه خدا مطلع از كار تو است پس چقدر و قيح و كم شرمى ! واى بر تو اى نفس ، اگر بردهاى از بردگان بلكه برادرى از برادرانت در جلو روى تو كار ناپسندى انجام دهد ، چگونه بر او خشم مىگيرى و غضبناك مىشوى ! پس با چه جراتى خود را در معرض خشم و غضب و مجازات شديد خدا قرار مىدهى ؟ آيا تو گمان مىبرى كه تاب و طاقت عذاب الهى را دارى ؟ هيهات ، خود ترا بيازماى ! اگر ديدى نفست مانع از انديشيدن در بارهء كيفر شديد الهى است ، پس خود را يك ساعت در مقابل آفتاب داغ و يا در داخل حمام
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 439
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٤٣٩