مىبيند ، آرزو مىكند كه كاش ميانهء آن و ميان او مسافتى دور بود ، و خداوند شما را از خود مىترساند ( 26 ) . » مىگويد : آنگاه از خود بىخود شد ، و هنگامى كه به خود آمد ، شنيدم مىگفت : خدايا پناه مىبرم به تو از موضع دروغگويان ، پناه مىبرم به تو از كردار بيهودهكاران ، پناه مىبرم به تو از اعراض غفلت زدهگان ، سپس گفت :
دلهاى بيمناكان براى تو خاضع ، و آرمانهاى تقصيركاران به اميد تو بسته و دلهاى عارفان در برابر عظمت تو شكسته است ، آنگاه گفت : كو روزگاران گذشته و كجايند مردم زمانهاى پيش ؟ در دل خاك پوسيده و در طول زمان از ميان رفتهاند .
بدان كه دشمنترين دشمنان تو ، نفس تو است كه در درون خودت مىباشد ، و همان است كه به شدّت تو را به سمت بدى مىكشد ، و گرايش به بدى دارد ، و از نيكى سخت گريزان است ، و به ما دستور دادهاند تا آن را تزكيه و استوار كنيم و آن را وادار به عبادت پروردگار و آفريدگار خود سازيم ، و از ميل به طرف شهواتها و لذّتهايش باز داريم ، و اگر آن را آزاد بگذاريم ، نافرمانى و چموشى كند ، و ديگر غلبهء بر آن ممكن نخواهد بود و اگر همواره آن را سرزنش و ملامت كنيم نفس مطمئنهاى خواهد شد ، و باعث خواهد شد كه در زمرهء بندگان شايسته درآييم ، پس مبادا يك ساعت از يادآورى و سرزنش آن غفلت كنى ، و مادامى كه نخست خود را موعظه نكردهاى مبادا ديگران را موعظه كنى .
گويند ؛ خداوند متعال به يكى از پيامبران بنى اسرائيل وحى كرد : خود را موعظه كن ! پس اگر پند گرفتى آنگاه مردم را موعظه كن ، و اگر نه از من شرم كن ! و خداوند بزرگ فرموده است : « يادآورى كن كه يادآورى ، مؤمنان را سودبخش است ( 27 ) . » و راه تو آن است كه به نفست توجّه كنى و نادانى و كودنيش را بر او ثابت كنى ، زيرا آن همواره به زيركى و راهشناسى خود مغرور است و تكبّر مىورزد ، و هر گاه به نادانى نسبت دهند باور ندارد ، خطاب به نفست مىگويى :
اى نفس ، تو چقدر نادانى ! تو ادّعاى حكمت و هشيارى و زرنگى دارى ، در حالى
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 438
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٤٣٨