تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
خواستگارانش را شيفته كرده و خود را چون عروسى زيبا ، زينت كرده ، چشمها به سوى آن خيره ، و دلها ، شيدا و نفوس دلباختهء آن شده است ، در حالى كه او تمام همسرانش را كشته است ، پس چرا باقيمانده‌ها از گذشته‌ها عبرت نگيرند ، و آيندگان از پيشينيان درس خوددارى نياموزند ، و خداشناسان آنجا كه خداوند از حال دنيا خبر مىدهد ، به خود نيايند . گاهى دلباختهء دنيا به حاجت خود برسد ، آنگاه مغرور شده سركشى كند و قيامت را فراموش كرده ، فكر خود را مشغول دنيا سازد ، تا اين كه پايش بلغزد ، و سخت پشيمان شود و با حسرت زياد ، لحظه‌هاى سخت مرگ با تمام شدّت در رسد ، و حسرتهاى مردن با تمام غمهايش او را فراگيرند ، هر كه علاقمند دنيا باشد ، خواسته خود را در نيابد ، و خود را از رنج آسوده نسازد ، و بدون توشه از دنيا بيرون رود ، و بىآمادگى رهسپار شود ، بنا بر اين از دنيا حذر كن ، و علاقه‌مندترين چيز دنيا را خطرناكترين چيز بدان ، زيرا دنيادار هر چه بيشتر به شادمانى دنيا دلبسته باشد با ناراحتى بيشتر از دنيا بيرون رود ، و آنچه در دنيا باعث شادى است ، فريبنده ، و آنچه سودبخش است فردا پر زيان است ، خوشى دنيا پيوسته ناخوشى است ، و به جاى بقا ، فناست ، و شادى آن آميخته به اندوههاست ، هر كه به او پشت كرد و از او رو گرداند ديگر برنگشت ، و نمىداند چه پيش خواهد آمد ، تا منتظر آن باشد ، روزهايش ( به دليل زودگذر بودن ) دروغين است ، و آرمانهايش بيهوده ، و زلالش ، تيره ، و زندگيش نكبت آور . فرزند آدم در دنيا در معرض خطر است ، اگر عاقل است بايد بينديشد او در نعمتهاى دنيا احساس خطر و از گرفتاريها ، پرهيز مىكند ، حال اگر خداوند از اينها خبر نداده بود ، و براى او مثل نزده بود ، دنيا ، خود ، خفته را بيدار ، و غافل را هوشيار مىكرد تا چه رسد كه از جانب خداوند متعال باز دارنده و در بارهء دنيا پند دهنده آمده است . دنيا در نزد خدا منزلتى ندارد ، و از روزى كه آفريده است بر او نگاه نكرده است ، دنيا كليدها و گنجهاى خود را بر پيامبر ( ص ) عرضه كرد ؛ بدون اين كه به مقدار بال پشه‌اى از مقام او در نزد خدا كاسته شود ، پيامبر ( ص ) از پذيرش آن سرباز زد ،