تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
است ، و بالاترين بوييدنيها مشك است كه خود مقدارى خون است . يكى از بزرگان مىگويد : اى مردم ، روى فرصت عمل كنيد ، و از خدا بيمناك باشيد ، و فريب آرزو را نخوريد و مرگ را فراموش نكنيد ، به دنيا اعتماد نكنيد ، زيرا دنيا فريبكار و پر مكر است كه خود را با فريبكارى براى شما آراسته است ، و با اطمينان بخشيدن به شما ، شما را مىفريبد ، خود را همچون عروسى بزك كرده براى خواستگاران مىآرايد ، چشمها بر او مىنگرد ، و دلها به دور او مىچرخد ، و هواها شيداى اويند ، و بسا دلباخته‌اى را كه كشته است ، و دلبسته‌اى را خوار و پست كرده است ، پس شما با چشم حقيقت به آن بنگريد ، كه دنيا سرايى پر از رنج و گرفتارى است كه آفريدگارش آن را نكوهيده است ، تازه‌اش كهنه مىشود ، و سلطنتش فانى است ، و عزيزش ذليل مىشود ، و زيادش كم مىشود ، و زنده‌اش مىميرد ، و نيكى دنيا نابود مىشود ، بنا بر اين از خواب غفلت بيدار شويد و از حالت چرت به خود بياييد ، پيش از آن كه بگويند : فلانى بيمار شده و يا بيمار سنگينى است ، آيا راهى به دارو و بهبودى و يا پزشكى سراغ داريد ، آنگاه پزشكان را براى تو دعوت كنند امّا اميد بهبودى براى تو نرود ، و آنگاه بگويند : فلانى مىخواست وصيّت كند ، امّا نتوانست ، بعد ، بگويند : زبانش سنگين شده ، با دوستانش نمىتواند سخن بگويد ، و همسايه‌ها را نمىشناسد ، و در همين وقت عرق مرگ بر جبينت بنشيند ، و پياپى بنالى ، و يقين به مردن پيدا كنى و پلكهاى چشمت برهم نهاده ، و آنچه را گمان داشتى ، تصديق كنى ، و زبانت بند آيد ، و دوستانت بگريند ، و به تو بگويند ، اين پسر تو فلانى است ، و اين برادر تو ، فلانى ، تو نتوانى حرف بزنى ، و بر زبانت مهر خاموشى زده شود ، و گشوده نگردد ، سپس حكم الهى اجرا شود ، و جان از بدنت بيرون رود ، و روح به طرف آسمان بالا رود ، در اين هنگام دوستانت جمع شوند ، و كفن تو را حاضر كنند و تو را غسل داده ، كفنت كنند ، و تشييع‌كنندگان از تو جدا شوند و كسانى كه نسبت به تو حسد مىورزيدند آسوده شوند ، و خانواده‌ات به سوى مال و
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 268 | ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري / محمد رضا عطائى