تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
مطلب را برساند ، وارد در غيبت و حرام است . عايشه مىگويد : زنى بر ما وارد شد ، و هنگامى كه داشت مىرفت ، با دستم اشاره كردم كه او كوتاه اندام است ، پيامبر ( ص ) فرمود : غيبتش را كردى ! و مرا از چنان كارى نهى كرد . ( 22 ) از جمله انواع غيبت ، اداى كسى را درآوردن و ديگر چيزهايى كه نشانه غيبت دارند ، مثل اينكه از كسى در نزد انسان نام ببرند ، او بگويد : خدا را شكر كه ما را دچار ورود بر پادشاه و چاپلوسى براى به دست آوردن مال بىارزش دنيا نكرد ، يا بگويى : پناه به خدا از كم شرمى ! از خداوند مىخواهم كه مرا حفظ كند ، و البته قصدش آن است كه به مردم عيب ديگرى را بفهماند ، منتهى به صورت دعا يادآور مىشود ، و همچنين ابتدا ستايش مىكند آن كسى را كه مىخواهد غيبت كند ، مىگويد : چقدر احوال فلانى - اگر در عبادات كوتاهى نكند - خوب است ! امّا مقدارى دچار سستى شده ، و مبتلاست به آنچه همهء ما مبتلايم ، و آن بىتابى ، و از خودش ياد مىكند ، در صورتى كه نظرش نكوهش ديگرى است ، و يا خويشتن را با تشبيه ، به افراد شايسته مىستايد ، و در حقيقت آنها را نكوهش مىكند ، پس او غيبت‌كننده و رياكار و خودستاست ، و سه امر گناه را يك جا مرتكب شده است و با نادانى خود گمان مىبرد كه او از افراد شايسته مبرّا از غيبت است ، و اين چنين شيطان ، نادانان را بازيچه قرار مىدهد ، وقتى كه بدون آگاهى سرگرم عبادت مىشوند ، شيطان با آنها بازى مىكند ، و آنها را وادار به اشتباه مىكند ، مىخندد و مسخره مىكند . از جمله آن كه پيش او عيب كسى گفته مىشود ، و هيچ كس از حاضران در مجلس نمىفهمد ، او مىگويد : سبحان الله ، چه شگفت آور است ! تا اينكه حاضران به حرف غيبت‌كننده گوش فرا دهند تا سخن او را بفهمند ، و او نام خدا را مىبرد ، و آن را وسيلهء انجام نيّت ناپاك خود قرار مىدهد ، و بر خدا - به خاطر اين كه نام او را برده است - از روى نادانى و خودخواهى ، منّت مىگذارد !