تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة الذهبية ( نامه زرين سلامت ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
كرده و روند سامان‌بخشى به مسائل تغذيه و نوشيدن نوشابه ، استفاده از دارو ، فصد ( خون‌گيرى از رگ ) ، حجامت ، مسائل جنسى و ساير امورى كه وى در تنظيم و سامان‌دهى بدن نياز داشت ، تشريح كردم ، و توفيق از سوى خداست . [ از خداوند متعال توفيق عمل را خواهانم ] .

الگوهاى نمادين اندام بدن

اعلم أنّ اللّه عزّ و جلّ لم يبتل العبد ببلاء ( بداء ) حتّى جعل له دواء يعالج به ، و لكلّ صنف من الدّاء صنف من الدّواء ، و تدبير و نعت . و ذلك أنّ هذه الاجسام اسّست على مثال الملك . بدان‌كه خداوند عزّ و جلّ بنده‌اى را به بيمارى مبتلا نمىكند مگر اينكه يك شيوهء درمانى ( دوا ) برايش نهاده و براى هر گروه از بيمارىها ، يك طرح و شيوهء درمانى خاص قرار داده است ( به كار بردن كلمهء تدبير از اهميت ويژه‌اى برخوردار است كه چه شيوهء درمانى ابتدا و كدام راهكار در مرحلهء بعدى صورت گيرد ) ، زيرا ساماندهى بدن انسان به‌سان سامانهء مديريت كشور است . فملك الجسد هو القلب . و العمّال العروق و الأوصال و الدّماغ . و بيت الملك قلبه و ارضه الجسد . و الاعوان يداه ، و رجلاه ، و عيناه ، و شفتاه ، و لسانه ، و اذناه . و خزائنه معدته ، و بطنه ، و حجابه صدره . پادشاه اين كشور در قلب است ( هو القلب به معنى ما هو فى القلب ؛ يعنى روح حيوانى ) . عروق ، اعصاب و مغز ، كارگزاران او هستند . قلب ، خانهء اين پادشاه و جسم حيطه و قلمرو استيلاى اوست . دست ، پا ، چشم ، لب‌ها ، زبان و گوش ، ياران او هستند . خزانهء اين پادشاه ، معده و شكم ، و پرده‌دار اين پادشاه ، سينهء اوست . فاليدان عونان يقرّبان و يبعّدان و يعملان على ما يوحي اليهما الملك . و الرّجلان تنقلان الملك حيث يشاء . و العينان تدلّانه على ما يغيب عنه ، لأنّ الملك وراء حجاب لا يوصل إليه إلّا باذن و هما سراجاه أيضا . دست‌ها ، دو ياور اين پادشاه هستند كه به فرمان او نزديك مىآورند و به فرمان او دور مىكنند [ و مطيع امر او هستند . ] . پاهايش هر كجا بخواهد او را مىبرند . چشم‌ها ، پادشاه را به آنچه از نظرش پنهان است راهنمايى مىكنند ؛ زيرا پادشاه در پس پرده‌اى