خود نيك مىدانست و نيازى به يادآورى نداشت و اگر خليفه بر جاى بزرگان تكيه زده و مقام و مسند الهى را غصب كرده است ( كه چنين بود ) ، پس بايد به فرمان امام و خليفهء برحق مسلمانان گوش جان مىسپرد و مطيع امر مولاى خويش مىبود . مأمون در ظاهر فرمان داد متن رسالهء شريفه را با آب زر بنويسند و آن را به عنوان يك دستور العمل لازم الاجرا به همهء سازمانهاى دولتى خلافت ابلاغ نمود . امروز نيز جامعهء بشرى سخت به فرازهاى درخشان اين پيام نيازمند است . براى رهايى از مشغلههاى جهان مدرن ، متن ياد شده بهترين امكان را در دستيابى به « سلامت جامع و فراگير » به انسان مىدهد .
فراموش نكنيم كه « حكمت سلامت » به معناى آرامش در اوج رفاه و در عين حركت و پويايى به سوى غايت هستى است ، و بىگمان اين متن پرمعنا ، انسان را با اين زمينهها همراه كرده ، او را به خود خويشتن و هويت فطرىاش ، يعنى خود معرفت دينى فرا مىخواند و براى زندگى و تكاپو شايقتر مىسازد .
البته پيام فرازهاى اين متن با آموزههاى طبى غير دينى تفاوتى جدّى دارد ، چراكه ويژگى متن دينى اين است كه با حقيقت پنهان در ميان واژهها ، پنجرهاى فراروى مخاطب مىگشايد كه در دوران مدرنيته بسته مانده است . انسان امروز در تمام ابعاد ، دچار بحران معناست و معنا را بايد در متن دينى يافت ، و فراموش نشود كه انسان امروز به هر حال انسان است و شاخصهء متن دينى اين است كه به مخاطب اين نكته را گوشزد كند كه :
مرغ باغ ملكوتم ، نيم از عالم خاك . . .
و شايد مخاطبى كه از اين متن آغاز مىكند ، بعدها راحتتر بتواند سراغ « حكمت سلامت » ، غايت انسانى و هدفمندى آفرينش برود ، چرا كه متن رساله ، بهسان جرقهاى است كه مخاطب پس از خواندن ، تحليل و كاربرد فرازهاى آن ، براى نقد و پژوهشهاى بعدى شايقتر مىشود .
على بن عبد العالى كركى مشهور به محقق كركى از عالمان برگزيدهء عصر صفوى است كه مرحوم علّامه مجلسى در كتاب بحار الانوار ، آن مرقومهء مخطوط را به خط شيخ اجلّ ، علّامهء كامل در فنون و علوم و ادب رايج ملل و فرهيختهء دينشناس معرفى نموده و به نقل از آن عالم دين باور و عامل به احكام شريعت ، آموزههاى طبى امام را « نامهء طلايى » در طب مىنامد كه هشتمين اختر تابناك ولايت حضرت امام على بن موسى الرضا عليه السّلام آن را به درخواست مأمون و براى دانشمندان فرهيختهء دربار وى تقرير كرده و نگاشته است . . .