تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة الذهبية ( نامه زرين سلامت ) ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
عاملى رحمه اللّه ، خصال شيخ صدوق رحمه اللّه ، عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، كافى شيخ كلينى رحمه اللّه ، ارشاد شيخ مفيد رحمه اللّه و ذيل و حواشى تفاسير آيات طبى و بهداشتى قرآن حكيم برگرفته از آراى مفسّران عظام شيعه بوده است . و در مقام دوم ، كتب تشريحى قانون در طب شيخ الرييس بوعلى سينا ، تذكرهء داوود انطاكى ، جامع مفردات الادويه و الاغذيهء ابن بيطار ، الحاوى فى الطب محمد بن زكريا رازى ، حياة الحيوان دميرى ، طبقات الاطبّاء ابن جلجل ، الفهرست ابن نديم ، و صدها كتاب ديگر كه همگى به فيض اشارات پيشوايان دين مبين گرد آمده است ، از اين تبارند . مىپذيريم كه در طب‌هاى كاذب و انحرافى ، تغذيه و سلامت مردم را به مخاطره انداخته‌اند ، امّا در حوزهء دين‌مدارى نيز يك كار نظام‌مند ، تحليلى ، علمى و مستند به ديدگاه‌هاى خبرگان كه نياز امروز بشر عطشناك به معنويت است صورت نگرفته است ، و نكتهء مهمى كه در اين رويكرد مغفول مانده ، غايت هدفمند شريعت و الهيات مىباشد كه آن عبارت از سلامت روح و روان و جسم است كه با تغذيه و بهداشت پيوندى ناگسستنى دارد . براى تحقق سعادت انسان در نظام معرفت دينى و برهان قرآن ، گزينه‌هاى صحيح و بهداشتى مواد خوراكى مورد توجه است ؛ چه اينكه زمينه را براى پيشگيرى از جرم و جنايت و آلودگى و گناه فراهم مىآورد . متن طب الرّضا به باور فرهيختگان متخصص حوزهء خلافت مأمون ، مانند يوحنّاى ماسويه ، جبرئيل بختيشوع ، صالح بن بهلمهء هندى و صدها پزشك و متخصص و فيلسوف و حكيم و اهل علم و كلام ، شايسته‌ترين متن آموزشى - كاربردى در تحقق سلامت و بهداشت و سعادت انسان نه تنها در دوران مشعشع طلايى رنسانس اسلامى و خلافت عباسيان است ، بلكه اگر ژرف‌انديشانه و بىغرضانه مورد نقد و كاوش و پژوهش قرار گيرد ، همين امروز در اين دنياى مدرنيته نيز مىتواند پاسخگوى نيازهاى پزشكى ، بهداشتى و سلامت انسان‌هاى هم عقب نگهداشته شده و نيز مترقى باشد . درست است كه اين متن از دنياى سنتى و معنوى آمده ، امّا فرازهاى آن هريك مىتواند عنوان پژوهش و كاوش دنياى دانش و همايش و همگرايى خردورزانه در جهان طب و بهداشت باشد . به ظاهر مخاطب اين متن حكيمانه ، مأمون خليفهء عباسى است كه امام در مقام ولايت رضوى در جاىجاى متن « رسالهء ذهبيه » مىفرمايد : " خليفه بايد بداند " . . . و اين كلام را با تحكّم و الزام بيان مىفرمايد . . . زيرا اگر خليفه ، خليفهء راستين مىبود بايد اين آموزه‌ها را