مىشناسيم هر دو در ايران ساكن شدند . استقرار خانوادهء كركى در ايران را بايد سرآغاز هجرتهاى بعدى دانست ؛ هجرتهايى كه نتيجهء آن سرازير شدن شمار زيادى از علماى عرب شيعه در عراق عرب به سوى عراق عجم و استقرار آنان در شهرهاى اردبيل ، تبريز ، قزوين ، مشهد و در دورهء بعد ، اصفهان بود .
در اين مسير تا آنجا كه به صفويه مربوط مىشد ، مهمترين هدف از مهاجرت آنان ، رواج تشيع در ايران بود . گرچه شايد از ديد خود عاملىها ، رهايى از فشار عثمانى يكى از مهمترين دلايل بهشمار مىآمد . آنچه مهم است ، اينكه نفس اين مهاجرت ، بهخصوص مهاجرت محقق كركى براى عثمانى بسيار گران تمام شد ؛ زيرا شيعيان كرك نوح رعاياى عثمانى بودند و طبعا فرار يكى از آنان به ايران و نقش مهم وى در تكوين دولت صفوى ، از نظر عثمانىها خيانت تلقى مىشد .
براى اين مهاجرت چهار جنبه ، حائز اهميت است و صدها شاهد بر آن وجود دارد ؛ اوّلا تأثير خاص آن در رواج تشيع كه دهها ، بلكه صدها شاهد بر آن وجود دارد . ثانيا مقابله با تصوف بهطورى كه بهرغم حضور گرايش عرفانى در جامعهء شيعه ، علماى جبل عاملى با تصوفى كه خانقاه شيخ صفى مروّج آن بود مخالف بودند و تا پايان تلاش مىكردند تا تصوف را از ميان ببرند . ثالثا تأثير در رواج انديشهء فقاهتى در اين دوره كه خودبهخود سبب تقويت موضع فقها و مجتهدان جامع الشرايط شد و رابعا تأثير آنها در رواج انديشهء سياسى - فقهى شيعه كه يكى از مهمترين وجوه آن ، رواج نماز جمعه بود كه بيش از همه ، علماى عرب جبل عاملى در آن مؤثر بودند .
شاه تهماسب اول مهمترين نقش را در استقبال از علماى عرب داشت . او آگاه بود كه اينان فقيه هستند و با علماى ايران متفاوتاند . علماى ايرانى ، ادبيات ، فلسفه و كلام مىدانستند ، اما چندان از فقه و علوم شرعى آگاهى نداشتند . به همين دليل از شاه تهماسب نقل شده است كه مىگفت او فقط براى مناصب دينى - ادارى ، عالم جبل عاملى مىخواهد . البته اختلافنظر تربيتى و فكرى ميان دوگونه عالم ايرانى و عرب شيعه به سرعت خود را در عمل نشان داد ، بهطورىكه گاه ميان عالمانى مثل كركى و علماى ايرانى مثل غياث الدين منصور دشتكى سبب نقار و اختلاف مىشد و شاه تهماسب نيز در حمايت از امثال كركى و استوار كردن جاى پاى او در دربار ترديدى به خود راه نمىداد .
الرسالة الذهبية ( نامه زرين سلامت ) ( فارسى ) — صفحة 12
مساهمون: المنسوب لإمام الرضا ( ع )
ص١٢