تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
انواع قيامت‌ها نيز چهار است : صغرى و وسطا و عظما و كبرا « 1 » .
هامش
( 1 ) . سيد حيدر آملى در كتاب اسرار الشريعة و اطوار الحقيقه و انوار الحقيقهء خويش گويد مرگ ارادى عبارت است از بيدارى و برپايى پس از مرگ ارادى اختيارى كه پيغمبر ( ص ) فرمود : موتوا قبل ان تموتوا ، يعنى : پيش از آنكه شما را بميرانند بميريد ، [ سنايى گويد :بمير اى دوست پيش از مرگ اگر عمر ابد خواهى * كه ادريس از چنين مردن بهشتى گشت پيش از ما ]و حكيم ( افلاطون ) گفته : مت بالارادة تحيى بالطبيعة ، يعنى : به اراده و اختيار خويش بمير تا طبعا زنده شوى ، و نيز پيغمبر ( ص ) فرمود : من مات فقد قامت قيامته ، يعنى : هر كه بميرد در دم رستاخيزش برپاست ، اينها مؤيد و مؤكد مرگ است - خواه صورى باشد و خواه معنوى - و اين مرگ نزد قوم چهار است : [ از امير المؤمنين عليه السلام منقول است كه فرمود : يابن آدم لا تخلّص عملك حتى تذوق اربعة اموات : الموت الابيض . . . تا پايان حديث . ] مرگ سفيد و مرگ سبز و مرگ سياه و مرگ سرخ . نخست مرگ ابيض و سفيد است و آن عبارت از گرسنگى و جوع است ، زيرا آن باطن را نورانى و روى دل را سفيد مىگرداند ؛ دوم مرگ سبز و اخضر است و آن لباس مرقع ( وصله‌دار ) و مندرس پوشيدن است ، چه منشأ اخضرار و سرسبزى عيش و زندگى گشته و باطن را نضارت و خرمى مىبخشد ؛ سوم مرگ اسود و سياه است و آن متحمل آزار و ملامت مردمان گرديدن است ، چه آن منشأ سياهى جنبه خلقى و نفسانى است ؛ چهارم مرگ احمر و سرخ است و آن خلاف نفس كردن مىباشد ، و اين مرگ را جهاد اكبر و كشتن نفس اماره مىدانند ، چه در كشتن و قتل ظاهرى خون سرخ جارى مىگردد . حكيم متأله - حاج ملا هادى سبزوارى قدس سره - اين چهار مرگ را در نظمى شيوا بيان داشته است :موت ابيض كه هست جوع و عطش * در رياضات با شروط رشاداين سحابى است يمطر الحكمه * در احاديث عالى الاسنادابيضاض و صفا همى آرد * عكس : البطنة تميت فئوادموت اخضر مرقع اندوزى است * درزى چون در اعهء زرّادرقعه و مدرعه و استحيا * گشته مروى ز سيد زهادسبزيش خرّمىّ عيش بود * كه قناعت كنوز و ليس نفادموت اسود كه شد بلاى سياه * احتمال ملامت است و عنادلا يخافون لومة لائم * رو ز قرآن بخوان به استشهادموت احمر كه رنگ خون آرد * باشد اينجا خلاف نفس و جهادگفت ز اصغر به سوى اكبر باز * آمديم اى نبى ز بعد جهادو عرفا اين چهار مرگ را تخليه و تزكيه و خلع و فنا نامند ؛ ناگفته نماند كه ما پيش از اين در تعليقات خود بر اين رساله ، مراتب قوه علميه و عمليه را - در اطوار هفتگانه قلبى - از زبان عرفا ايراد كرديم ، اكنون براى افاده عموم ، مراتب را از زبان حكما بيان مىداريم . بدان كه مراتب قوه علميه در نزد حكما چهار مرتبه است : مرتبهء نخستين مرتبهء عقل هيولانى است و -
أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 57 | محمد خواجوى / امير سيد على همدانى