كلمات وجودى را بر صفحهء چهرههاى قابليات پيوسته مىنويسند ، و آنان فرشتگانى هستند كه مسخر براى آماده سازى اسباب برپايى عالم خاكى هستند ، آنان كه براى حفظ نظام مراتب حسى ، سنگينى و امورات دشوار تدبيرات و ادارهء كارهاى جهان وجودى را عهده دارند .
66 و اما حركت ممتد نقطه به واپس و عقب ، اشاره است به بازگشت آثار تجليات تقييدى به اطلاقات نخستين خود ، پس از تقييدش به خصوصيات قوابل ، و بازگشت آن به واسطهء بر شدن و بالا شدنش از مظاهر زيرين و سفليات ظاهرى ، به غيب علويات باطنى ، و از آنجا به غيب احديت و حقيقت هويّت مطلقهء الهى .
67 و نقطههاى سهگانهء زايد بر نقطهء اصلى اشاره است به انواع و وجوه بر شدن و بالا رفتنها ، براى اينكه بازگشت حقايق كونى يا ارادى است و يا طبيعى و يا برزخى و ناگزير ، بنا بر اين اوّلى خاص سالكان و پويندگان است - به واسطهء فنا كردن و بيرون آمدن - و دومى ويژهء بىخبران و پوشيدگان از حق است - به سبب جدا شدن گوهر لطيف روحانى از جوهر كثيف و متراكم جسمانى - و سوّمى را خواص و عوام - به واسطهء خواب و باز ايستادن حواس - در آن مشتركاند .
[ در بيان نقطههاى چهار گانه كه اشاره است به حيات چهار گانه . ]
68 و اما نقطههاى چهارگانه اشاره است به نشآت و عوالم چهار گانهء سالكان در قيامتهاى چهار گانه ، براى اينكه مراتب حيات در نزد اهل كشف چهار است : صورى و معنوى و پاك و حقيقى ، و در مقابل آنها مراتب مرگ و
هامش
- حضرت شيخ قدس سره در تفسير فاتحه « اعجاز البيان » آن را خزانهء جامع و امّ الكتاب ناميده ، براى اينكه نفس رحمانى ، وجودى منبسط و تجلىاى سارى و رقّى منشور است كه مانند خمير مايه گرديده است - يعنى به واسطهء انبساط و گسترش صورت وجودى در آن - انبساطى كه عبارت از بودن ظاهر حق تعالى آينهاى مر باطنش راست ، زيرا مؤثر و اثر بخش داراى درجهء « نر » بودن است و آن هيئت و شكل قابل ، داراى درجهء « ماده » بودن است ، و مرتبه داراى درجهء محلّيّت و نتايج آثار و تعيّنات مىباشد .