وجودى و عكوس اسماء الهى و صفات ربانى - مانند حيات و علم و اراده و قدرت و سمع و بصر و كلام - دارد .
62 اين پايان تنزلات وجودى و نهايت ظهورات الهى مىباشد ؛ سپس درجه به درجه آغاز در ترقى و بر شدن مىكند به آنچه كه از آن در اين مراتب وجودى فرود آمده ، و راههاى اصول و فروع آن را پيموده ، تا آنكه بازگرديده و به مبدأ نخستين - كه از او آغاز كرده و تمام كارها به دو باز مىگردد - اتصال و پيوند مىيابد .
63 اما حركت امتدادى نقطه در عرض ( پهنا ) اشاره است به پخش انوار تجليات وجودى و گسترش آثار دمهاى ربّانى و نسايم رحمانى در حقايق اعيان شهودى ؛ و نقطههاى چهار گانه اشاره است به اين كه صدور اعيان ثبوتى ( ثابته ) و مجردات جبروتى و روحانيات ملكوتى و جسمانيات شهادى ، از مرتبهء هويت غيبى ، در عرض و رديف هماند و در پذيرش فيوضات وجودى - از جانب آفريدگار فياض - مساوى و برابراند ، و خداوند بدين مطلب اشاره كرده و فرموده :
و
هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ
، يعنى : اوست كه در آسمان خداست و در زمين خداست و همو حكيم و داناست ( 84 - زخرف ) .
64 پس نسبت كلمات وجودى به آفريدگار خالق ، نسبت كلمات كتابى است به نويسنده ، و چون افراد مراتب موجودات را در حال استفاضهء فيض وجودى از حضرت پروردگار و خالق در نظر بگيرى ، در نزديكى و دورى و پيش و پس بودن برابر و مساوىاند ، و چون آنها را به ظهوراتشان در زمانهاى گوناگون نسبت دهى ، برخى از برخ ديگر پيشاند .
65 و نزد محقق عارف اختلاف ظهورات ربّانى ، شكستى در مرتبهء مساوى و برابر بودنشان در بهرهبرى انوار وجود از وزش دمهاى رحمانى وارد نمىآورد ، و صاحب اين شهود به « سرّ سرّش » در بهشتى كه پهناى آن آسمانها و زمين است و براى تقوا پيشهگان آماده شده در گردش و سير است ، آنان كه