تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
56 بدان كه اطلاق و ناميدن اسم عالم ، يا لغوى است و يا عرفى ؛ امّا لغوى : عالم در وضع لغوى نامى است براى آنچه كه بدان شئى دانسته مىشود ، و آن ظاهرا مشتق از « علم » است ، مانند « خاتم - مهر » كه بدان ( نامه ) ختم و پايان مىپذيرد ؛ بنا بر اين عوالم بىپايان است ، براى اينكه هر موجودى به تنهايى براى خود عالمى است ، زيرا او چيزى است كه بدان شيئيت وجود او و غير او دانسته مىشود ؛ و بر تقدير دوم ( عرفى ) نام عالم بر مجموع اجزاى وجود اطلاق و ناميده مىشود ، و آنها عرش و كرسى و آسمانها و اجسام عنصرى و صور مركبات : از معادن و نباتات و حيوانات هستند ؛ و آنچه در اخبار و روايات از بسيارى عوالم كه آمده ، جز با معنى لغوى - نه عرفى - درست در نمىآيد ؛ بنا بر اين عوالم - از اين جهت - اگر چه جزئيات آنها محدود و انحصار پذير نيست - چون محدوديت افراد مراتب امكانى و اشخاص مدارج طبيعى و اعيان حقايق وجودى امكان پذير نيست - ولى محدود كردن كليات آنها در : عالم غيب و شهادت و علوى و سفلى ( پنهان و پيدا و بالا و پايين ) امكان پذير است ، اين به واسطهء تقسيم پذيرى « كلّ » است در آنچه كه از ادراك حواس برتر و پنهان از آنهاست و آنچه كه در دايرهء ادراك و شهود حواس در مىآيند ؛ بنا بر اين پنهانىها سه قسم‌اند و حاضران دو قسم .

[ در بيان عوالم كليه كه به نام حضرات خمس ناميده مىشود ]

57 بارى ، عوالم كليه و مراتب وجوديه پنج است كه نزد صاحبان كشف و شهود به « حضرات خمس - مراتب پنجگانه » ناميده مىشود ؛ نخستين از عوالم ، عالم هويت غيب مطلق است ، يعنى به واسطهء اشتمالش بر غيب آنچه در عوالم است كه به نام ماهيات ممكنه و حقيقت الحقايق و احديت مطلقه ناميده مىشود ؛ سپس عالم جبروت و پس از آن عالم ملكوت و بعد عالم ملك و در پايان عالم انسان است . 58 فرود آمدن‌ها چهار است : نخست نقطهء امتدادى متدلّى است ، و اين