تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
- با پرهاى ارواح قدسى - اند ؛ پس درنوردندگان بيابان افعال ، فرود آيندگان در بهشت نفوس‌اند - شادمان و مسرور - و دريانوردان درياهاى صفات ، واردين به بهشت قلوب‌اند به آرامش و نسيم عطر بيز و بهشت پر نعمت ؛ و پيشى گيرندگان فضاى هويت ذات ، كاملان از اوليايند كه آنان را نه بيمى و نه اندوه خوردنى است . 55 اما حركت امتدادى نقطه به سوى پائين اشاره است به تنزلات الهى و ظهورات ربّانى در عوالم مختلف ، و پوشيده شدنش به مظاهر متباين و جداى از هم ، براى اينكه خداوند در هيچ مظهرى ظاهر نگشت جز آنكه به همان مظهر پوشيده و محتجب گرديد ، پس ظهورش در حقايق مظاهر عبارت است از پوشيده شدنش بدانها ، و پوشيده شدنش به پرده‌هاى مظاهر عبارت است از ظهورش در آنها « 1 » ، و اين از عجايب و شگفتىهاى اسرار تصرفات الهى و شگرف آنهاست .
هامش
( 1 ) . ما پيش از اين دربارهء اتحاد ظاهر و مظهر از مقدمات اشعة اللمعات جامى شمه‌اى بيان داشتيم ، با اين همه اين مطلب را با توضيحى از كتاب مصباح الانس به اتمام ميرسانيم ، حمزه فنارى گويد : هر مظهرى از مظاهر به واسطهء امرى مشخص ، يعنى صورتش كه بدان تعيّن مىيابد و حقيقتش آشكار مىگردد - خواه از مظاهر حسى باشد و يا مثالى و يا غير اين دو كه گفته شد - امكان ندارد كه اين مظهر از آن جهت كه مظهر ظاهر است خود ظاهر باشد ، و گرنه تعين هر يك از آن دو بر ديگرى متوقف بود ، و توقف از يك جهت هم دور پيدا مىكند و اين خود محال است ؛ همين طور اين مظهر ، ظاهر به ذات خود هم نيست ، و گرنه بىنياز از غير - يعنى ظاهر - بود و صورت او نبود ، در حالى كه وى اين گونه فرض شده و اين امر خلاف فرض است ، و در هيچ چيزى غير ظاهر ، ظاهر نيست ، و گرنه تعين مظهر از آن غير بود نه از آن او - يعنى ظاهر - در حالى كه فرض شده كه از وى است و اين امر هم خلاف فرض است . قاعدهء ظهور عبارت از تبعيت ظاهر است در تعين ، از مظهر ، و در ظهور برعكس است ، و اين شأن حق تعالى است ، چون او از جهت صفات و نسبت‌هايش مظهر است و از جهت ذات و غيبش ظاهر ، چنان كه حضرت شيخ كبير قدس سره در تفسير گفته : تو آينهء اويى و او آينهء حالات تو است ، و در تفسير فرموده : هر موجودى كه حكمش با اسماء است ، حكمش با مسمّا است ، و در هر حال و در هر مرتبه كه باشد ، انفكاك و جدايى محال است ، پس مجموع عالم مظهر وجود خالص و بحت است و هر موجودى هم با تعيّنش مظهر اوست ، ولى از حيث نسبت اسم خاص در مرتبهء مخصوص ، و وجود ، مظهر احكام اعيان و شرط در رسيدن ( سرايت ) احكام از بعضى به بعض ديگر است .