دارند ، و اينان اهل قيامت وسطايند ، و اهل بهشت ذات سه حشر در غيب مراتب جبروت دارند ، و اينان اهل قيامت كبرايند « 1 » ؛ پس اهل قيامت صغرى ،
هامش
- روشن مىشود كه آنچه در اين عالم مشاهده مىشود ، اين صور محسوسه سايهء آنهاست .
ولى بايد بدانى برزخى كه پس از مفارقت بدن ، ارواح در آنجا قرار مىگيرند غير برزخى است كه واسطهء بين ارواح مجرده و اجسام است ، زيرا مراتب تنزلات و معارج وجود دورى است ، مرتبهاى كه پيش از نشأهء دنياست از مراتب تنزلات است و داراى مقام اوّليت ، و نشأهء پس از دنيا از مراتب معارج است و داراى مقام آخريت ، و اين برزخ ، عالم صور اعمال و نتيجهء افعال است كه خلايق در دنيا داشتهاند ؛ شيخ اكبر - در فتوحات - اولى را غيب امكانى و دومى را غيب محالى ناميده ، زيرا آنچه كه در اولى است ، امكان ظهورش در عالم شهادت هست ، ولى آنچه در دومى است محال است كه به عالم شهادت بازگردد و مكاشف عالم دوم بسيار اندك است ؛ از اينجاست كه بسيارى برزخ اول را مشاهده مىكنند و مىدانند كه در آينده در دنيا چه واقع مىشود ، ولى قادر بر كشف احوال مردگان نيستند .
( 1 ) . سيد حيدر آملى در كتاب اسرار الشريعة و اطوار الطريقة و انوار الحقيقة - در قيامتهاى صغرا و وسطا و كبرا - گويد : قيامت صغرى عبارت است از ويران شدن عالم محسوس و مركبات ، و بازگشتش به عالم بسايط عنصرى جسمانى كه فرمود :إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ، يعنى : وقتى كه كوهها راهسپر شوند و شتران آبستن بىساربان بمانند و ددان پراكنده گردند و دريا آتشين شود و نفوس خلق و هم جنسان جفت شوند ( 3 - 7 - تكوير ) .
اما در نزد برخى قيامت صغرا عبارت است از ظهور حضرت مهدى عليه السلام در آخر الزمان - براى حكم و قضاوت بين حاضران زمانش - چون او خليفهء الهى و قطبى است كه جهان وجود بر گرد او مىگردد و به دو ولايت مطلقه ختم مىشود و تكليف و شرايع و ملل و اديان از ميان برداشته شده و تمام عالم وجود به آن حالى كه پيش از ايجاد داشت باز مىگردد .
قيامت وسطا عبارت است از بازگشت بسايط به هيولاى كلّى نخستين كه قابل و پذيراى صور تمام عالم اجسام - از افلاك و اجرام و مواليد و غير اينها - بود ، چنان كه مىفرمايد :إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ. . . تا :وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ، يعنى : وقتى كه خورشيد تاريك شود و ستارگان تيره شوند و نامهها گسترده و باز شود و آسمان از جا كنده شود و جهنم فروزان شود و بهشت نزديك گردد ( 1 - 13 - تكوير ) .
اما در نزد برخى قيامت وسطا عبارت است از تبدل و دگرگونى عالم صورى حسى به صورت عالم برزخى معادى - نه برزخى نزولى و مبدايى - و درنگ تمام در آن و دريافت دردها و لذتها به مقدار استحقاق ، كه به نام عذاب قبر و نعيم آخرت ناميده شده ، همچنان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : القبر امّا روضة من رياض الجنّة او حفرة من حفر النيران ، يعنى : گور يا بوستانى از بستانهاى بهشت و يا گودالى از گودالهاى دوزخ است ، چون خداوند مىفرمايد :وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ، يعنى : عذاب كمترش را زودتر از عذاب بزرگ آنها مىچشانيم [ زودتر عبارت از عالم مثال در قوس صعود است كه از آن تعبير به -