49 اما حركت امتدادى نقطه به سوى بالا ، اشاره است به ترقى سالكان در مراتب كمال ، به واسطهء كششهاى نفسهاى رحمانى او ، و بر شدن پويندگان راه حق در درجات استكمال به آستانهء عزت ربانى وى ؛ و نقطههاى سه گانهء كشيده شده به اين حركت به سوى بالا اشاره است به انتقالات سه گانهء روحانى و بيرون آمدنهاى معنوى در مراتب مثالى و درجات ملكوتى و مراتب جبروتى .
50 نقطهء نخستين اشاره است به تزكيه و پاك كردن سالك مر نفس خود را از پليدىهاى مشاهدهء افعال نفسى و تيرگى و تاريكى سرگرمىهاى حسى ، به فانى كردن افعالش در افعال حق تعالى ، و بهرهور گرديدنش به وارد شدن در
هامش
- ( عدل و داد كردن ) در حيات كلى - به حكم جمعيت آن مر همگان را - مندرج است .
و اما جبرئيل عليه السلام مظهر ركن علم است ، از اين جهت وحى را كه مشتمل بر انواع علوم و نسبتهاى تعليم به اوست حمل مىكند ، مانندعَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى، يعنى او را شديد القوا علم آموخت ( 5 - نجم ) - البته بنا بر قولى [ در تفسير على بن ابراهيم از قول حضرت هادى عليه السلام و همچنين در برخى از تفاسير خاص و عام آمده كه شديد القوى خداوند است نه جبرئيل ، بلكه جبرئيل ذو قوه است ، لذا شارح فرغانى انتساب تعليم را به جبرئيل براى اثبات مطلب خود - بنا بر قولى - مىگويد . ] - و واسطهء در پديد آمدن عيسى عليه السلام - از آن جهت كه وى كلمهء حق و نشانه قيامت است - گرديد ، لذا مظهر قول و فعل است ، يعنى به اعتبار اول به نام روح القدس ناميده شده و به اعتبار دوم به نام روح الامين ، بنا بر اين او را مانند اسرافيل دو جهت و دو حكم است ، پس جبرئيل از جهت ظاهرش كه حكم وجود بر او غالب است مظهر قول است ، براى اينكه قول صورت نفس است كه عبارت از عين وجود است ، و از جهت باطنش كه حكم علم بر او غالب است مظهر فعل است .
و اما ميكائيل عليه السلام مظهر اراده است ، چون تربيت دهندهء آنچه كه بقاى خلق در آن است از روزى معنوى و صورى - يعنى علم و فهم - و نيز غذاى وهمى - مانند مقام و حشمت و بزرگى - و غذاى حسى - مانند مال و نعمت - مىباشد ، از اين روى « جود - بخشش » مندرج در اراده است .
و اما عزرائيل عليه السلام مظهر ركن قدرت است ، زيرا گردنكشان و زورگويان را به واسطهء نابود كردن - بدون دفاعى - مغلوب مىكند ، و همانطور كه تمام حقايق الهى و كونى از توابع اين اركان چهار گانهاند ، همين طور تمام ارواح و فرشتگان از توابع اين فرشتگان چهار گانه پس از قلماند ، و نيز مهيّمان كه مأمور به سجود آدم نبودند ، چون آنان از فرشتگان عالين بودند كه در هيمان و سرگشتگى در جلال و عظمت حق تعالى كامل و تمام بودند ، و فروعات و انشعاباتى كه از آنان يعنى فرشتگان چهار گانه ، حاصل است مانند فروعات و انشعاباتى است كه در حقايق معنوى - در مرتبهء علمى - حاصل است .