[ در بيان نقطههاى هفت گانه كه اشاره به بهشتهاى هشت گانه است ]
41 اما نقطههاى هفتگانه - با اعتبار هيئت و شكل كلّى اجمالى جامع و فراگير - اشاره است به درجات بهشتهاى هشتگانه ، و عكس حقايق صورتهاى تفصيلى آن اشاره است به دركات و گودالهاى هفتگانه دوزخ .
42 بدان كه در مقام كشف - براى اهل كشف و شهود - ثابت و محقق شده كه بهشتهاى هشتگانه با آنچه از درجات بلند كه در آنهاست ، همگى مظاهر جلال مراتب لاهوتى و جبروتىاند ، و دركات و گودالهاى هفت گانهء آتشين ، همگى مظاهر آثار نقايص و كمبودهاى هفت گانه ناسوتى جهان مادى و نتايج خواص آنها مىباشند ؛ بنا بر اين بهشت عليا مظهر ذات احدى و عكس هويت مطلقه است و هفت باقى ، مظاهر سايه و ظلال صفات هفتگانهء ذاتى و ارباب ( اصنام ) مراتب جبروتى كه عبارت از : حيات و علم و اراده و قدرت و سمع و بصر و كلام مىباشند ؛ و در مقابل اين صفات كمالى ، نقايص هفتگانهء معنوى ناسوتى مادى است و آنها عبارتند از : مرگ و جهل و كراهت و ناتوانى و كرى و كورى و گنگى ؛ و دركات و گودالهاى هفتگانهء جهنمى مظاهر آثار اين نقايص معنوىاند كه خداوند بدانها اشاره كرده و فرموده :
لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ
، يعنى : جهنم هفت منزل دارد كه به هر منزلى پارهاى از آنان قسمت شده است ( 44 - حجر ) و امكان ندارد كه در مقابل مرتبهء لاهوت و هويت غيبى چيزى باشد كه با آن مقابل باشد ، او از اين تهمت پاك و برى است ؛ از اين روى در برابر بهشتى كه اضافه است ( يعنى بهشتهاى هشت گانه و دركات هفت گانه دوزخ ) جهنم و دوزخى نيست ، چون آن ( بهشت هشتم ) عين وجود است و در برابر وجود ، جز عدم چيزى نيست ، و عدم هم چيزى نيست - يعنى شيئيت ندارد - تا برابر وجود قرار گيرد ؛ و اهل اين بهشت ( هشتم ) صاحبان فناى فى الله ، و از خواص انبيا و بزرگان اوليايند ، آنان كه برايشان نه بيمى و نه