تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
36 دوم علم لطيفهء نفسيه است و آن علمى شريف و ارجمند است كه تعلق به اخلاق و فضايل و اصلاح معاد و بازگشت دارد و از غيب قلب - به واسطهء عقل عملى - استمداد و يارى مىجويد ، و نمازش با خضوع و خشوع و انقياد و طمأنينه ( فرمانبردارى و آرامش ) - بين بيم و اميد - است و از فرومايگىها و خوهاى تباه و هيآت ظلمانى و تاريك باز مىدارد . 37 سوم علم لطيفهء قلبيه « 1 » است ، و آن علمى كلّى و يقينى است كه
هامش
- مرتبهء نفس اماره به هوى ، يعنى خواستى كه با سركشى و شيطنت همراه است ، و در مرتبهء نفس لوامه به اسلام و آراستن ظاهر را به احكام و شرايع الهى از عبادات ، و باطن را به توبه و تضرع و فرار و اخلاص و خشوع ، و در مرتبهء نفس مطمئنه به استقامت و توكل و تفويض و تسليم و صبر و رضا ، و در مرتبهء قلب به عبوديت و احسان و الفت ، و در مرتبهء عقل به همت ، و در مرتبهء سرّ به محبت ، و در مرتبهء روح به شدت محبت كه از آن تعبير به عشق و هيمان گرديده ، و در مرتبهء خفى به تجريد و تفريد و توحيد ناميده مىشود ؛ پايان سخن حضرت سيد قدس سره . ( 1 ) . مرتبه سوم از مدارك عالم غيب - همانطور كه بيان داشتيم - قوه علميه غيب قلب است و آن قلب سليم و فرزند مهربانى است كه به پدر خود كه روح اضافى باشد تمايل پيدا كرده است ، در آن حال درهاى فتوح و رحمت الهى بر او گشاده شده و در مقام امن و امان خداوندى جاى مىگيرد ؛ و جهت ادراك اين قلب يقين به خداوند و ايمان به او است ، پس سالك در اين حال به سبب نور معرفت و هدايت خود راهنمايى گشته مصباح روح حيوانى او در شيشهء قلب و در ميان فانوس بدنش از روغن درخت زيتون نفس قدسى پاك شدهء او كه نه از مشرق ارواح و نه از مغرب اجساد است روشن گشته ، و چه نزديك است كه زيت و روغن استعداد آن نفس - به سبب خارج شدن از قوه به فعليت - روشن و نورانى گردد ، و اگر چه هنوز به آتش و انوار عقل فعال برخورد نكرده و فيض روح القدس به آن نرسيده است ؛ بنا بر اين اشراق و تابش روح قدسى و نورانيت و پرتو روح القدس بر او ، نورى است اضافه بر نور استعداد و قابليت او ، خداوند هر كس را كه قابليت هدايت داشته باشد به توسط نور خودش هدايت مىنمايد . [ تفسيرى سلوكى و عرفانى از آيهء نور است كه از افادات حضرت سيد قطب الدين محمد نيريزى قدس الله سرّه الزكى در رساله روحيه بود . ] حضرت سيد قطب الدين محمد نيريزى قدس سره در كتاب بىهمتاى فصل الخطاب خويش مىفرمايد : قلب سليمى كه خداوند در قرآن بيان فرموده همين مقام است ، يعنى قلبى كه در حديث آمده - آنجا كه امام مىفرمايد : - قلبها بر چهار قسم‌اند : قلبى است كه در آن چراغى است و به مؤمن روشنايى مىدهد ، و قلبى است منكوس و برگشته كه متعلق به كافر است ، و قلبى است كه به زبان اقرار به ايمان مىنمايد و به دل قبول ندارد ، و قلبى است كه ايمان و نفاق در آن مساوى است ، پس بازگشت اين قلب اخير غالبا به آن چيزى است كه اكثر عمر به آن مشغول و مأنوس بوده ، چه از نوع ايمان باشد چه كفر . [ حديث در كتاب ايمان و كفر - باب -