تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
اشاره است به استكمال لطيفه‌هاى هفتگانه و استمداد و يارى خواستن آنها مر اوصاف كمالى و علوم حقيقى را از غيب‌ها و باطن‌هاى هفتگانه و به هم پيوستن‌هاى حقايق انسانى ، مانند بدن و نفس و قلب و سرّ و روح و خفى و اخفى ، به نمازهاى حقيقى ، براى اين كه هر لطيفه‌اى از اين لطايف را علمى است كه بدان استكمال مىيابد و از غيب مخصوص بدان لطيفه يارى مىگيرد ، و نمازى است كه بدان ترقى كرده و به همسايگى و قرب پروردگارش نايل مىگردد ، و اين نماز آن ( لطيفه ) را از زشتىهاى اوصاف پستى كه تعلق به طورش دارد ، و از پليد كردن صورت كمال آن باز مىدارد ، مگر غيب هفتم ، كه آن مقام فنا و محل استهلاك رسوم است .

[ در بيان علم لطيفهء قالبى كه نمازش تعلق به برپا داشتن اوضاع شرعى و مراعات اركان عرفى دارد ]

35 نخست علم لطيفهء قالبيّه است ، و آن علم نافع و سودمندى است كه تعلق به آداب و اعمال و اصلاح معاش و زندگانى دارد و از غيب ملكوت ارضى كه از غيب و باطن‌هاى نفس است استمداد و يارى مىجويد « 1 » و
هامش
- در وى حق را بين به همهء اسماء و صفات وى ، تا از اهل مشاهده باشى - چنان كه اول از اهل مكاشفه بودى - ( اين مقام جلا و استجلا در اصطلاحات عرفاست ) پس از اين برتر آى و چنين ملاحظه كن كه تو چون عالم را مىبينى و مىدانى و ذات تو محيط است به همه و همه مرتسم‌اند در وى ، پس ذات تو آينه است مر آنها را ؛ در اول مشاهدهء حق سبحانه در غير خود مىكردى و اكنون در خود مىكنى ؛ پس از اين برتر آى و آن را ملاحظه كن كه ممكنات من حيث هى ، غير موجوداند ، پس ايشان را از ميان بيرون كن و همه را صور تجليات حق بين و قائم به وى ، پس همه كمال و جمال حق‌اند سبحانه كه در حق مشاهده مىكنى ، بعد از آن نيز برتر آى و خود را از ميان بيرون كن و مدرك و مشاهد ، حق را بين - فهو الشاهد و المشهود - . ( به نقل از جامى قدس سره ) ( 1 ) . در احاديث ائمهء معصومين و به ويژه در اصول كافى آمده كه : ارواح بر پنج نوع‌اند : روح القدس كه اختصاص به سابقان از مقربان دارد ، و ديگر روح ايمان كه اختصاص به مقربان و اصحاب يمين - يعنى اهل ايمان - دارد ، و سوم روح القوه و چهارم روح الشهوه و پنجم روح البدن - كه هم براى مقربان و اوليا و مؤمنان و هم اصحاب شمال از اشقيا و كافران - است ؛ روح القدس تعلّقش بنفس كليهء الهيه است كه محلش عالم ملكوت اعلاست ، و روح ايمان تعلقش به نفس ناطقه قدسيه است و هر دو از عالم امر الهىاند ، روح القوه و روح الشهوه در هر دو عالم امر و خلق مىباشند و روح البدن ( لطيفهء قالبيه ) از عالم خلق مىباشد ، و روحى كه در قرآن آمده ، مقصود دو روح اول ، يعنى : روح القدس و روح ايمان است . صدر المتألهين قدس سره مىفرمايد : روح انسانى اگر چه تكوين و ايجادش با خلق بدن است ، -