در نقطه به امانت سپرد كه آن به حقيقت خويش فراگير برخى از خواصّ حروف و كلمات بوده و در ذاتش انواع اسرار اشارات و نوشتنها گرد آمده است كه شرح نكات باريك آن در حيطهء بيان ، و شگفتىهاى خواص و دگرگونىهايش در دايرهء تدوين درنيايد ، براى اينكه نقطه ، هيولى و خمير مايهء حروف و كلماتى است كه دريا - پيش از آنكه پايان پذيرد - پايان مىپذيرد « 1 » ؛ و از اسرار آن اينكه به ذات خود تمامى موجودات را قابل و پذيراست و در ظهور و ظاهر كردن موجودات ، در مقابل تمامى مراتب وجود - چه كليات و چه جزئيات آنها - كامل و تامّ است .
20 اين براى آن است كه تمامى موجودات با حقايق كلام مطابقه و
هامش
- نفس رحمانى و « عماء » و وجود منبسط مىباشد ، و اطلاق « حق » به او از نظر باطن و احديت ذات اين وجود مطلق است كه حق تعالى مىباشد ، مانند نور آفتاب كه عموما اطلاق آفتاب به آن مىشود .
بنا بر آنچه گفته شد ، وجودات ممكنات وجود ربطى است و وجود ربطى ، خود عين ربط است ، پس تمام ممكنات در مرحلهء شهود و ظهور ، عين ظهور واجبىاند ، مانند اشعهء خورشيد نسبت به خورشيد ، و وجوداتشان مجازى و محض نسبت و ربط مىباشد و در جنب « ظاهر » كه حق تعالى باشد ، ظهور او - كه تجلى و وجود مطلق اوست - به حيّز شماره و عدد در نمىآيد ، چه رسد به مظاهر وجود و روابط كه ممكنات فقير الذاتاند .
اگر در كلمات اهل عرفان مشاهده مىكنى كه حق مطلق عين مقيد است ، بدان كه مراد ، عينيت به حسب ظهور و سريان فعلى در اشياء است ، و مطلق سارى در اشياء ، وجود عام است ، و اين همان است كه اهل حكمت گويند : بسيط الحقيقة كل الاشياء الوجودية ، يعنى آنچه كه از سنخ وجود است ، قيود وارد بر وجود حاكى از تنزل ذات در كسوت مظاهر است ، يعنى ظهور ذات در كسوت مظاهر - كه ماهيات و حدود وجودىاند - مىباشد و از سنخ وجود نمىباشد ، لذا گفتهاند : و ليس بشئى منها - يعنى از اشياء - و اينكه گفتهاند : مظاهر وجود با وجود مطلق متحداند ، اتحاد در مقام جمع را گويند كه عين مقام حق است ، يعنى باطن و احديت وجود - نه اتحاد در مقام تفصيل - و اينكه گويند : سوى الله اضافات و نسبتهاى حقاند ، نسبتهاى اشراقى را قصد كردهاند نه نسبتهاى مقولى ، چون نسبت فياض مطلق به اشياء ، نسبت ماهوى نيست ، تا چه رسد به اضعف ماهيات كه اضافه مقولى باشند .
( 1 ) . اشاره است به آيه 109 سورهء كهف كه مىفرمايد :قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً؛ يعنى : بگو اگر دريا مركب كلمات ( آفرينش ) ربّ من باشد ، پيش از آنكه كلمات ( آفرينش ) ربّ من تمامى پذيرد ، دريا تمام شود - اگر چه همانند آن را به كمك آوريم - .