برابرى دارند ، زيرا هيچ چيزى در وجود نيست جز آنكه كلام ، در شرح ماهيت و حقيقت و خواص و منافع و زيانهاى آن چيز و چگونگى عوارض « 1 » و لواحق و لوازم « 2 » آن ، جولانگاه وسيع و فراخناى متّسعى دارد ، و نكتههاى باريك اقسام كلام و حقايق انواع آن ، از تركيب دادنهاى مختلف حروف و پيوند بخشيدن آنها ، ظاهر و آشكار مىشود ، و ظهور و آشكار شدن نكات پنهانى حروف و نقش لطايف و باريكىهاى آنها بستگى به نمايان شدن لطيفه و نكتهء نغز نقطه ، و از پى هم آمدن حقايق آن و پى در پى آمدن صورتهاى اجمالى آن ، و تكرار ذات اصليش - به واسطهء حركت دورى و گردشيش - و نيز سير و حركت امتدادى آن ، و هويدا شدن انوار وجوديش از برآمدنگاه ذات غيبى و حقيقت برزخيش دارد ، براى اينكه نقطه ، اصل و مادهء حقايق حروف نوشتنى و هيولى و خمير مايهء دقايق قلمى ، به واسطهء ايجاد صورتهاى كلمات بر جلوهگاههاى صفحات ، و ظهور مراتب و طبقات حروف و كلمات از گنجينه و كانون ذات آنها - مانند ظهور مراتب اعداد - مىباشد .
[ در بيان اينكه واحد خود عدد نيست ولى اعداد از آن پديد مىآيند ]
21 براى اينكه واحد ( عدد يك ) خود عدد نيست ولى اعداد از آن پديد مىآيند ، چون اگر آن را به واسطهء واحد ، حمل بر همانند خودش كنى ، عدد دو پديد آيد و اگر ( همان واحد را ) حمل بر دو كنى ، عدد سه - تا بىنهايت - پديد آيد ، و چون آن را از هزار كسر كنى ، نام هزار از آن زايل گردد ، از اين روى ( واحد ) اصل در اعداد است ؛ و همان گونه كه نقطه اصل در حروف و كلمات بود ، حكمش هم در شمار اين گونه است ، براى اينكه حرف « عين » در
هامش
( 1 ) . عوارض ، ذاتى و غير ذاتى است ، عوارض ذاتى امورى هستند كه خارج از ذات شئى هستند و من حيث الذات ، لازم بدان ، مانند تعجب كه لاحق ذات انسان است ، اعم از اينكه بدون واسطه عارض شود و يا با واسطه .
( 2 ) . امرى كه خارج از ذات چيزى باشد و در عين حال غير منفك از آن ، آن را لازم آن گويند ، اعراض لازم به اعراضى گفته مىشود كه لازمهء ذات اشياء باشند ، يعنى تصور ماهيت شئى كافى در انتزاع آنها باشد .