19 بدان كه خداوند سبحان به حكمت بالغ و كامل خويش رازى را
هامش
- حقيقت كلى و صورتى از صور اوست ، همچنان كه خود اين حقيقت نيز مظهرى از مظاهر حق و صورتى از صور و شأنى از شئون او است ، لذا تمام نقايص و كمالات اعتبارى و غير اعتبارى - در مقام تفصيل - به اين حقيقت برمىگردند - نه به حق تعالى - زيرا حق تعالى دائم در تنزه ذاتى و تقدس ازلى خود به مفاد : كان الله و لم يكن معه شئى ، و الان كماكان ، باقى است ، و به قول عارف نامدار - عطار نيشابورى - :در حريم عزت است آرام او * نيست حد هر زفانى نام اوصد هزاران پرده دارد بيشتر * هم ز نور و هم ز ظلمت پيش دردر دو عالم نيست كس را زهرهاى * كو تواند يافت از وى بهرهاىدايماً او پادشاه مطلق است * در كمال عزّ خود مستغرق استاو بسر نايد ز خود آنجا كه اوست * كى رسد علم و خرد آنجا كه اوست ؟نه بدوره ، نه شكيبايى ازو * صد هزاران خلق سودايى ازووصف او چون كار جان پاك نيست * عقل را سرمايهء ادراك نيستلا جرم هم عقل و هم جان خيره ماند * در صفاتش با دو چشم تيره ماندهيچ دانايى كمال او نديد * هيچ بينايى جمال او نديددر كمالش آفرينش ره نيافت * دانش از پى رفت و بينش ره نيافتقسم خلقان زان كمال و زان جمال * هست اگر بر هم نهى مشتى خيالبر خيالى كى توان اين ره سپرد * تو بماهى چون توانى مه سپرد ؟چون نه سر پيداست وصفش را نه بُن * نيست لايق بيش ازين گفتن سخناصل حقيقت وجود به معناى امرى عام و مطلق خارجى است كه به حسب تجلى و سريان فعلى در تمام موجودات سارى است و چيزى از شمول و حيطهء آن خارج نيست ، بلكه عين همهء موجودات است ، و به حسب صريح ذات و اصل حقيقت ، همهء اضافات و تعينات وجودى و ماهوى و تعينات اسمى و رسمى را - از جهت خاصيت قهر و سطوت ذاتى - از خود دور مىنمايد و به لحاظى منشأ ظهور و بروز تمامى كثرات است ، و به حسب ذات ، قيوم تمام حقايق و محيط به كليهء موجودات و مبرّا از اختلاط و اتحاد با اشيا مىباشد ، ولى همانطور كه گفتيم به حسب ظهور و سريان عين اشياء است ، چنان كه محيى الدين بن عربى - شيخ اكبر قدس سره - گويد : سبحان الذى اظهر الاشياء و هو عينها ، كه مرادش وجود عام و منبسط است ، يعنى عين اشياء است در ظهور - نه در ذات - و پس از آن گويد : هو عين كل شئى فى الظهور ، ما هو عين الاشياء فى ذاتها ، بل هو هو و الاشياء اشياء ، يعنى : منزه است آن كس كه موجودات را ظاهر ساخت و خود عين آنهاست ، سپس گويد : او عين هر موجودى در مقام ظهور و تجلى است و عين موجود ، در مرتبهء ذات آنها نيست ، منزه است از اين كه عين ذوات اشياء و موجودات شود ، بلكه واجب ، واجب است و اشياء همان ذوات و ماهياتاند ؛ همچنان كه شيخ كبير - صدر الدين قونوى قدس سره - در كتاب مفتاح الغيب گويد : و الوجود تجلّ من تجليات غيب الهوية ، يعنى : وجود يكى از تجليات غيب هويت است كه همان حقيقت محمديه و وجود عام و -