حساب « ابجد » هفتاد است ، و اگر بالاى آن نقطهاى گذارى « غين » شده و شمارش « هزار » مىگردد ، و چون اسم « هزار » را ( با برداشتن نقطهء بالاى آن ) از آن دور كنى ، دوباره به درجهء هفتاد فرود مىآيد ، بنا بر اين نقطه - از اين جهت - ميدان پهناور ، و عرصهگاه وسيع و اثر بخشى بيشترى و تصرف و دگرگونى دهندگىهاى بسيار بزرگى را داراست .
22 به خواص اين دو حقيقت و به شگفتىهاى دگرگون سازىهاى آن در دو پهنه بنگر ! يكى عرصهگاه كلمات و حروف ، و ديگرى جولانگاه اعداد و شمار ، و اين دو ، دو راز از رازهاى الهى در سراى وجوداند كه پردهء عزت و غيرت از چهرهء زيبارويان آن سراپردههاى جمال ، جز براى اهل كشف و شهود و ساكنان مقعد صدق و كمال بر كنار نخواهد شد ، آنان كه درون و باطنشان به نسيم جان بخش لطايف ادراك و دريافت خوشبو ، و ضمير و نهادشان به بوهاى خوش وزش نسايم روح بخش شناخت و عرفان مشك بو گشته است .
23 بدان كه جابجايى و انتقال نقطه و سر بر زدنش از ذات و كانون احديتش ، تا تفاصيل اعيان حروف نوشتنى ، و امتدادش در جدول و آبراهههاى تعيّنات كلمات حروفى ، اشاره است به امتداد نفس رحمانى از مرتبهء مبدئيت و كانون هويّت غيبى در گذرگاههاى تعيّنات وجودى و سريان تجليات وجودى از طلوع گاه مشيّت موجد ، در پهنهء مراتب عالم امكان ، و توجّهش به قابليات و استعدادهاى موجودات ، و حقيقت ذات آنها شدن ، و آشكار شدنش به نتايج و دقايق خصوصيات آنها ، و ظاهر شدنش بر ديدگاههاى مظاهر آنها ، و پنهان شدنش به تعيّنات صور و تقيدات ماهيات آنها ، مانند جريان و سريان آب در خلل و فرج و رخنه و شكاف اجزاى درختان ، و سريان طبيعت آبى در گذرگاههاى شاخهها و برگها و گلها و ميوههاى درختان ، و پوشيده شدن حقيقت آن ( آب ) به رنگها و بوها و مزههاى آنها ؛ همچنان كه محقق گويد :
أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: محمد خواجوى
ص٢٦