بر درجات مخارج ( حروف هجايى ) و پوشيده شدن آن به دگرگونىهاى صورتهاى ظاهر حروف لفظى و خطى ، و شكل يافتن آن به شكلهاى حقايق كلمات نوشته شده كه اشاره است به عموم تجليات نفس رحمانى و گسترش فيض وجودى و برانگيخته شدن و وزيدن نسيمهاى جود و كرم پروردگار از غيب تعين نورى بر قابليات اسم « الظاهر » ؛ بنا بر اين وجود حقيقت احديت مطلق ، در اين مرتبهء اتصاف به صفات كمالى ، و نسبت و اضافهء سريان آثارش به محدثات و پديدههاى فراوان و مقيدات متعدد و تعيّنات متجدد و تازه پيدا كرده و به انيّات آنها ظاهر ، و ظاهر كنندهء اوصاف و نعوت آنها ، و به واسطهء تجلى بر آنها تكثر پيدا كرده و به سبب ظهور نشانههاى خود در ماهيات آنها و به حسب آنها - نه به حسب خودش - متعدد و بىشمار گشته است ، و آن ( وجود ) با اين همه بر اطلاق حقيقى و تنزيه قدسى خويش باقى است ، نه در ذاتش تعدد و شمارى و نه در صفاتش تغيير و دگرگونى وجود خواهد داشت ؛ كه خداوند از آنچه گويند برتر است - برترى بسيار - .
16 اما قرار گرفتن نقطه در زير « باء » - در بسمله - به جهت راز پنهان بودنش به صورتهاى حروفى و پوشيده بودنش به ظواهر شكلهاى كلماتى ، و هويدا شدنهاى مراتب حروف در گردشهاى مخرجى و احوال و اوضاع نوشتنى ، به واسطهء تعيّن حقيقتش و نو شدن تكرارش در درجات خصوصيات و منازل ماهيات آنها ، كه با اين همه بر اطلاق و نابى وحدتش باقى است و نه تغيير و نه تبديل پذيرفته ، اشاره است به پوشيده شدن احديت هويت ، در پردههاى درجات امكانى و مظاهر بروزهاى كونى و امتداد نمايان شدنهاى نفس رحمانى ، كه به سبب سريان آن نفس ، حقايق برين و زيرين تعيّن مىيابند ، و نيز اشاره است به تجليات وجودى كه به واسطهء فيضان و ريزشش
أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 19
مساهمون: محمد خواجوى
ص١٩