تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
15 مرتبهء سوم ، تعيّن نقطهء روحانى است در امتداد نفس ، و عبورش
هامش
- كه با تمام معانيش در تمام اسماء كلى و جزئى سارى است و در هر اسمى به حسب آن اسم ظاهر است ، لذا هر موجودى حقيقتش از حقيقتى الهى - اصلى و يا فرعى تا بىنهايت - پديد آمده است ، گويى وجود مضاف به او كه در مراتب كونى و وجودى ظاهر است ، از جهت روح و مثال و حس ، از مرتبهء اسمى كه متعيّن به اين حقيقت الهى است تعيّن يافته است و اين اسم « رب » اوست كه عهده‌دار تربيت و اصلاح كارهاى او بوده و پادشاه و سرور و نزديك و همدم و يارى دهندهء به او به واسطهء وجود - با آنات پيوسته به سبب خلق جديد - مىباشد ، و اين اسم بازگشتگاه تمام تجليات او در نشأهء دنيوى بوده و مشاهدهء او در آخرت اختصاص به اين اسم دارد . سپس گويد : ربوبيت داراى دو حكم خاص و عام است ، اما حكم عام : مخصوص اسم « الله » است ، يعنى به واسطهء عموم تعلقش از جهت تربيت و وجود كه در آن ظاهر است ، چنان كه فرموده :الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، يعنى : سپاس خاص « الله » « رب » عالميان است ( 1 - فاتحه ) و :إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ، يعنى : « رب » شما همان « الله » است ( 54 - اعراف ) و عام ، اسم « الرحمن » است ، يعنى تنها به واسطهء عموم تعلقش از حيث وجود ، چنان كه فرموده :إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ، يعنى : « رب » شما همان « رحمان » است ( 90 - طه ) و خاص ، همان اسمى است كه گفتيم ، يعنى آنچه كه وجودش از مرتبهء اسمى كه « رب » خاص اوست تعيّن پذيرفته است ، از اين روى آبشخور وجود كاملان - از انبيا و رسولان و اوليا - از درياى تجلى دوم است كه حقيقت هر يك از آنها مشتمل بر حقايق همه است ، ولى با اثرى پنهان از حكم امتياز و اختصاص آن ، پس تجلى دوم از حيث اين اثر « رب » اوست . و از كاملان هر كس كه از جهت حيطه و ذوق نزديك باشد ، منبع وجود مضاعف به او ، از چشمه و معدن اين اصول است - ولى از حيث احكام كثرت آن - با اثرى پنهان از حكم حيطه - برعكس اول - لذا اين اسم « رب » او مىباشد ؛ و اما كسى كه پايين‌تر از اين طبقه است آبشخور وجودش از درياهاى اين اصول و يا رودها و يا جويها و يا آبراهه‌ها و يا آبگيرها و يا خمچه‌ها و يا كوزه‌ها و تا قطره‌هاى بىپايان مىباشد ، لذا تعيّن‌شان در آغاز و بازگشت‌شان در انجام ، به حسب استعداد است . ولى پيغمبر ما - صلى الله عليه و آله - داراى آبشخورى اعلا مىباشد كه عبارت از تجلى اول است و آن نور اوست در اوّل و « رب » اوست در ثانى ، و آن اصل تمام اسماء و تعينات علمى و وجودى و منتهاى آنهاست ، چنان كه فرمايد :أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى: يعنى : منتهى به سوى ربّ تو است ( 42 - نجم ) و :قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي . . .الاية ، يعنى : بگو اگر دريا مركب كلمات ( آفرينش ) ربّ من باشد ، پيش از آنكه كلمات ( آفرينش ) ربّ من تمامى پذيرد ، دريا تمام شود - اگر چه همانند آن را به كمك آوريم - ( 109 - كهف ) براى اينكه « رب » او تجلى اولى است كه به نام « هو » و باطن اسم « الله » و منتهاى تمام تعينات است و تمام كارها به سوى او باز مىگردد . و كلمات او اسماء ذاتى است كه به نام مفاتيح غيب ناميده مىشود و آنها اصول اسماء هفتگانه ائمه ، و حقيقت دريايى است كه هر چه غير آن است فناپذير مىباشد ، و باطن آن تجلى دوم است كه از آن درياهاى هفت گانه پديد مىآيد و از آنها رودها و جويهاى بىپايان بوجود مىآيد ، اينها كلمات اسماء ذاتىاند كه تعينات فرود آمدهء آنها مىباشند .