تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
مراتب جبروتى و كانون صدور شئون تجليات ربانى ، و نيز ملازم بودن ربوبيت است مر مربوب‌هاى نسبى را ، و پديد آورندهء موجودات اضافى را ، و ظهور الوهيت را به واسطهء آشكار گردانيدن مراتب امكانى ، در پهنهء احكام - در مقام تجلى به اسم « موجد » و « رب » - تا حروف اعيان و حقايق امكانى كه در سراپرده‌هاى پنهان جبروت و تعينات لاهوت هستند ( در شهادت ) تحقق و ثبوت يابند « 1 » .
هامش
- شده ، و به اعتبار برزخيتى كه بين وحدت و كثرت حاصل است به نام حضرت « عماء » ناميده شده است ، اين نكته را بگوييم كه : حقيقت « عماء » عبارت است از فيض اقدس و تجلى غيبى احدى اول ، و آن باطن اسم « الله » كه اسم اعظم است مىباشد ، يعنى از جهت ناحيهء غيب و باطن آن ، و ظاهرش حضرت اسم « الله » است از جهت احديت جمع اسماء الهى . ناگفته نماند كه مقام تدلى ( دنى فتدلى ) عبارت است از قابل فيض منبسط ظهورى و وجود بسيط نورى ، و مقام « قاب قوسين » عبارت است از تعيّن دوم و قابل دوم براى اين تجلى دوم كه جامع تمام اعتبارات است ؛ و « عماء » عبارت از واحديتى است كه منشأ اسماء و صفات است ، زيرا « عماء » يعنى ابر نازك ، و ابر چون حايل بين آسمان و زمين است ، اين حضرت هم حايل بين آسمان احديت و زمين كثرت است ، و اصل اين اصطلاح از آنجاست كه ابو رزين عقيلى - چنان كه در شرح فصوص الحكم جندى آمده - از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد كه : پروردگار ما پيش از آن كه خلق را بيافريند كجا بود ؟ فرمود : در « عماء » كه نه بالاى آن هوا بود و نه زير آن هوا . ( 1 ) . صاحب كتاب اصطلاحات الصوفيه گويد : « رب » اسم است براى حق تعالى به اعتبار نسبت ذات به موجودات عينى ، خواه ارواح باشند و يا اجساد ، چون نسبت ذات به اعيان ثابته عبارت است از منشأ اسماء الهى ، مانند قادر و مريد و حفيظ ، و نسبت آن به موجودات خارجى عبارت است از منشأ اسماء ربوبى ، مانند رزاق و حفيظ ، پس « رب » اسم خاصى است كه اقتضاى وجود مربوب ، و تحقق و ثبوت او را دارد ، و « الاه » اقتضاى ثبوت و تحقق « مألوه » و تعيّن او را دارد ، و هر چه از موجودات كه ظاهر مىشود عبارت از صورت اسمى ربّانى است كه حق تعالى بدان اسم او را تربيت كرده و پرورش مىدهد و آن موجود از آن اسم مىگيرد و هر چه انجام مىدهد به آن انجام مىدهد و در هر چه كه بدان نياز دارد به آن مراجعه مىكند ، پس او هر چه را كه از وى مىطلبد ، به او مىبخشد ، و بيان الهى كه :أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى، يعنى : سرانجام سوى پروردگار تو است ( 42 - نجم ) اشارهء به رب الارباب كه حق تعالى است مىباشد كه حاوى تمام مطالب است ، و چون رسول او مظهر تعيّن اول است ، پس ربوبيتى كه اختصاص به او دارد همين ربوبيّت عظمى است . در كتاب مصباح الانس از قول سعيد الدين فرغانى نقل مىكند كه گويد : حضرت شيخ قدس سره در تفسير بيان داشته : « رب » مشتمل بر معانى مالك و سيد و مصلح و قريب و لازم و مربى - با نعمت و مدد و عهده‌دار شدن آنچه كه صلاح مربوب است - مىباشد ، و اين - يعنى مربى - استعمالش بيشتر است ، و گويد : « رب » اسمى كلى است -