كردم ، نه به زبان و روش صاحبان دانش رسمى و ظاهرى كه مسائل علمى را با اثبات دلايل بيان مىدارند ، ازيرا كه اسرار و رازهاى ارجمند الهى از آن برتر است كه ديدگان درمانده و سست - از راه دليل - بدان رسد ، و انوار سراپردههاى حضرت صمدى درخشندهتر از آن است كه شب پرگان خردهاى ضعيف - با فريب و نيرنگ - گرد آن به گردش آيند ، چه شهبازان بلند پرواز همتهاى عالى كه در فراخناى طلب - به عزم دست يازى بر اين راز سترك - به پرواز آمدند و بين آنها و منظورشان ديوارى مرتفع سر كشيد ، و چه اسبان تيزتك خردهاى سالم در جولانگاه نظريات ( علمى ) كه به گردش درآمده و چشم در رسيدن به حقيقت اين مطلب دوخته بودند ، بدون برآمدن نظرشان زيان رسيده بازگشتند ! پس جستجوى دليل ، بر درستى علم اسرار ، همانند اين است كه براى رسيدن به حقيقت آب - در درياى ژرف موّاج - در جستجوى ماهى باشند ، زيرا كسى كه ذاتش عين دليل است ، به ذات خود - از راهنما - بىنياز است ، و علت آنكه درستى اين مطلب از ادراك ديدگان سست و ناتوان پوشيده است اينكه : حقيقت معلوم به واسطهء شدت نورانيت و تابشش و غلبهء ظهور و ابهتش ، از ديدگان بيمار و ضعيف محتجب و پوشيده است ، در حالى كه اشياء با ضد خودشان شناخته مىشوند ، پس چيزى كه ضدى ندارد و چيزى غير از خودش وجود ندارد ، استدلال بر او ، جز به عنايت و توفيق خود او امكان پذير نيست و جز به هدايت و تعريف خودش شناخته نمىشود .
7 به همين جهت از رسول الهى صلى الله عليه و آله - در خبر صحيح - آمده كه فرمود : ان من العلم كهيئة المكنون ، لا يعلمه الا العلماء بالله ، فاذا نطقوا به لم ينكره الّا اهل العزة بالله ، يعنى : نوعى از علم و حقايق علمى هست كه حالت پنهان و پوشيدگى دارد و آن را جز عارفان و دانايان به حق تعالى
أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 7
مساهمون: محمد خواجوى
ص٧