تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسرار النقطة ( توحيد مكاشفان ) ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
برين ، و صدور مراتب كثرت از آنها ( اسماء الهى ) و بازگشتشان بدانها ، همراه با ريزه‌كاريهاى انواع سلوك و تحمل كوشش‌هاى دشوار و سخت ، و پاكيزه كردن نفس با اقسام مختلف رياضات و رها كردنش از بند جزئيات و متصف كردنش به صفت اطلاق ، كار فيلسوف و متكلم نيست ، و بدين علم بلند و شريف و فضل بزرگ ، جز بزرگان از اولياى متأله و فاضلان متقى محقق دست نخواهند يازيد ، آنان كه نفوس خويش را به شمشير رياضات گوناگون كشته ، و اعضاى خويش را به تازيانهء دستورات و احكام شرعى ادب كرده ، و كالبدهاشان را به آتش مجاهدات گداخته ، و از دست‌يابى به لذت‌هاى زودگذر - براى رسيدن به سرچشمه‌هاى صاف معانى - خوددارى كرده ، و دلهايشان را بر تخت شهود نشانيده و باطن‌هايشان را در جولانگاههاى وجود رها كرده‌اند . 4 و چون جام‌هاى مشاهدات بر ارواحشان به گردش درآمد و دل‌هاشان در مجالس وصال به خلعت‌هاى ملاطفت و عشق ، ابتهاج و خرمى پيدا كرد ، رازهاى توحيد را - چون مستان - آشكار كرده و دقايق تحقيق را به زبان عرفان ظاهر و هويدا نمودند . 5 و چون معرفت و شناخت رازها و اسرار حروف ، ارتباط به اصول اين علم شريف و ارزشمند دارد ، و حقايق اسرار نقطه از فراخ‌ترين دواير و مداراتى است كه دقايق علم توحيد بر گرد آن مىگردد ، تصميم گرفتم كه بر آن ، تعليقاتى از آنچه كه بر باطن و سرّم وارد شده - يعنى از اسرار و ويژگيها و هويدا شدن‌هاى نقطه به صور اعيان حروفى و دگرگونىهايش كه اشاره به شئون تجليات الهى دارد - بنگارم . 6 از اين روى آغاز در نوشتن اين دفتر ، به زبان ذوق « 1 » ( مكاشفه ) و اشاره
هامش
( 1 ) . شيخ عبد الرزاق كاشانى در كتاب اصطلاحات الصوفيهء خود گويد : ذوق عبارت است از اولين درجات شهود حق به حق ، در طى برق‌هاى پى در پى - در كمترين درنگى از تجلى برقى - و چون فزونى يافت و به وسط مقام شهود رسيد ، به نام « شرب » ناميده مىشود ، و چون به نهايت رسيد به نام « رىّ » ناميده مىشود ( شرب به معنى آشاميدن و رىّ به معنى سيرابى است ) و اين به حسب صفا و پاكى سرّ است از مشاهدهء غير .